ضرر بازرگان
حکایتی از سعدی شیرازی
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.
پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.
گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟
گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.
مگوی اندوه خویش با مردمان که لاحول گویند شادی کنان
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۶ ق.ظ توسط امير
|
بسم الله الرحمن الرحیم