مدیاست: مذاکره با مارادونا برای نشستن روی نیمکت ایران

ورزش > فوتبال ملی  - بازتاب تیتر یک خبرورزشی در سایت معتبر ایتالیایی.

خبر حضور قریب‌الوقوع دیگو مارادونا که توسط خبرورزشی و در مصاحبه اختصاصی با علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال مطرح شد بازتاب گسترده‌ای در سطح محافل خبری دنیا داشت تا جایی که علاوه بر پوشش خبری این اتفاق در بسیاری از شبکه‌های ورزشی دنیا و منطقه، بسیاری از سایت‌های معتبر دنیا هم این خبر را در رأس اخبار خود قرار دادند.

سایت مدیاست ایتالیا در بخش ورزشی خود و در ستون اخبار نقل و انتقالات خود خبر حضور مارادونا در تهران را در صدر اخبار قرارداده و با تیتر «تهران در انتظار مارادونا» از سفر این چهره شناخته شده فوتبال دنیا به ایران پرده برداشت. بخش ورزشی مدیاست در ادامه نوشت: مارادونا می‌تواند به زودی به عنوان مربی جدید ایران منصوب شود چرا که به نوشته «خبرورزشی» معتبرترین روزنامه ورزشی ایران انتظار می‌رود در دیدار آتی که توسط فدراسیون فوتبال ایران در تهران تدارک دیده شده است بازیکن پیشین بارسلونا و ناپولی باب گفت‌وگو در ارتباط با نشستن روی نیمکت تیم ملی ایران را بازکرده و با علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران پای میز مذاکره بنشیند.

در گزارش مدیاست آمده است: از آنجا که دیگو مارادونا یکی از حامیان محمود احمدی‌نژاد بوده و روی همین علاقه سرمربی سابق آرژانتین یکی از پیراهن‌های فوتبالی‌اش را امضا شده به عنوان هدیه به رئیس‌جمهور ایران اعطا کرد به نظر می‌رسد مقدمات کار برای «دن دیگو»در ایران فراهم باشد؛ چراکه مسئولان فوتبال این کشور مدتی است به دنبال یک مربی خارجی سرشناس برای جایگزینی افشین قطبی هستند که قراردادش در ژانویه 2011 پایان می‌یابد. البته پیش از مارادونا بحث فعالیت فرانک ریکارد روی نیمکت تیم ملی ایران هم مطرح شده بود که این خبر بلافاصله توسط علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران تکذیب شد.

اسراری در مورد صفا و مروه

کوه‌هاى صفا و مروه تا قبل از هبوط حضرت آدم(ع) به زمین، پیشینه تاریخى دارد. اما شهرت این دو کوه از زمان حضرت ابراهیم(ع) به بعد است، آنگاه که آن حضرت همراه با ‌هاجر و اسماعیل به مکه آمده، آنان را در کنار حجر جاى داد و خود به شام بازگشت.
دو کوه کوچک پیش روی خانه کعبه است که سمت راست، کوهی است به نام "صفا" و سمت چپ نیز کوهی به نام "مروه" قرار دارد.

البته امروز به دلیل ساخت و ساز و تغییراتی که بدلیل خیل کثیر حاجیها و انجام بهتر اعمال ایجاد شده، این مکان نسبت به روزگار نخست، تغییراتی کرده است.

پس از خروج حضرت آدم و حوا از بهشت، حضرت آدم بر روی کوه صفا و حوا بر روی کوه مروه فرود آمدند. اولین کوه به این دلیل که آدم "صفی الله" (برگزیده خدا) است "صفا" و دیگری را به این دلیل که حوا "مرآة" (زن) بوده مروه نام گرفت.

صفا و مروه از نشانه‌هاى دین خدا و سعى میان آن دو، یکى از ارکان حج بیت‌الله‌الحرام است.

حج گزارانى که براى حج و یا انجام عمره به مکه مکرمه مشرف می شوند، در این جایگاه مقدس پاى نهاده، با مجسم نمودن سعى‌هاجر و در تأسى به روش رسول خدا(ص) هفت مرتبه فاصله میان این دو کوه را با قصد قربت می‌پیمایند.

پیشینه تاریخى

کوه‌هاى صفا و مروه تا قبل از هبوط حضرت آدم(ع) به زمین، پیشینه تاریخى دارد. اما شهرت این دو کوه از زمان

ادامه نوشته

قایم موشک بازی

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
...همه پنهان شدند الا نیوتون
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد. دقیقا در مقابل
انشتین.  …97, 98, 99.100.
انشتین شمرد.او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون  در مقابل چشماش ایستاده. انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
..او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.
...تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست...
..نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام... که منو نیوتون بر متر مربع میکنه  .........
...از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد بنابراین من پاسکالم  پس پاسکال باید  بیرون بره (پاسکال سك سك)

قورباغه ای که در چاله افتاده بود

روانشناسی به زبان داستان
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودالی عمیق افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قورباغه دیگر گفتند که راه چاره ای برای خروج از چاله نیست و شما به زودی خواهید مُرد.

دو قورباغه، این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توان کوشیدند تا از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند.
بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت و سر انجام به داخل گودال پرت شد و مُرد.

قورباغه دیگر اما با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که تلاشِ بیشتر فایده ای ندارد، او مصمم تر می شد؛ تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد.
وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: «مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟»

معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد...

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد... او آکواریومی شیشه ای ساخت و با دیواری شیشه ای دو قسمت کرد . در یک قسمت ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ بود .

ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به آن غذای دیگری نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچک بارها و بارها به طرفش حمله کرد ، اما هر بار به دیواری نامرئی می خورد . همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقش جدا می‌کرد .

بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچک منصرف شد . او باور کرده بود که رفتن به آن طرف اکواریوم و خوردن ماهی کوچک کاری غیر ممکن است .

دانشمند شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز کرد ؛ اما ماهی بزرگ هرگز به ماهی کوچک حمله نکرد . او هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت و از گرسنگی مرد . می‌دانید چرا ؟

آن دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت ، اما ماهی بزرگ در ذهنش یک دیوار شیشه ای ساخته بود . یک دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود ؛ آن دیوار باور خودش بود . باورش به محدودیت . باورش به وجود دیوار . باورش به ناتوانی ... .

باور نمی کنم خدا وجود داشته باشه!

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.

در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها به موضوع «خدا » رسیدند،

آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد!


مشتری پرسید :چرا؟

آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد.

اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟

بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ اين همه درد و رنج وجود داشت؟

نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند.

مشتری لحظه ای فکر کرد،اما جوابی نداد؛چون نمی خواشت جروبحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.

در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده...

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:

به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت:چرا چنین حرفی می زنی؟

من این جا هستم،همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت : نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند،

چون اگر وجود داشتند،

هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر گفت : نه بابا ؛ آرایشگر ها وجود دارند،

موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است.

خدا هم وجود دارد!

فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند.

برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد. 

تفاوت خون حجامت با اهداي خون

پاسخگوي سئوالات زير آقاي حسين خيرانديش،رئيس موسسه تحقيقات حجامت ايران مي باشد.

جناب آقاي خيرانديش، بفرماييد با وجود شتاب علم در دنياي امروزي، مي توانيم از "حجامت" به عنوان يك روش درماني استفاده كنيم؟
هر روش درماني كه سابقه ي بيشتري داشته باشد، از نظر علمي معتبرتر به حساب مي آيد، زيرا تجربيات درماني مثبت يا منفي به معناي حيات انسان ها يا اتلاف جان انسان هاست.
وقتي گفته مي شود يك روش درماني هزار ساله يا هفت هزار ساله، يعني ميلياردها انسان در طول سال هاي متمادي، اين روش درماني را تجربه كرده اند و از آن بهره گرفته اند، بنابراين ما حق نداريم تجربياتي را كه به قيمت جان انسان ها تمام شده است، به راحتي زير پا يا كنار بگذاريم.
اين كه برخي مي گويند روش درماني قديمي به جرم قديمي بودن منسوخ است، از نظر علمي استدلال غيرعقلايي و غيرعلمي است، زيرا اگر بخواهيم هر روشي را جايگزين كنيم، بايد دوباره جان انسان ها را ملاك تجربه قرار دهيم تا بعد از سال ها بفهميم اين روش درماني مفيد هست يا خير؟
۲- در بين روش هاي طب سنتي، چه روشي مي تواند براي درمان همواره مورد استفاده قرار گيرد؟
در بين مجموعه ي روش هاي طبي كه شامل استفاده از گياهان دارويي، داروهاي معدني و حيواني و رفتارهاي درماني است، تنها رفتار استراتژيك، فراگير و عميق مورد استفاده در تمامي طول عمر از طفوليت تا كهنسالي، "حجامت" است كه به منظور درمان يا پيشگيري انجام مي شود.
انسان براي پيشگيري از ابتلا به بيماري ها مي تواند با سالي حداقل يك يا دو مرتبه حجامت کردن، بسيار كمتر در معرض بيماري قرار گيرد و براي درمان به تناسب نوع بيماري، مزاج و طبع خود مي تواند از يک نوع حجامت خاص به صورت حجامت گرم و خشك (بادكش) يا حجامت تر(خون گيري) استفاده کند.
در مؤسسه ي تحقيقات حجامت ايران بيش از۴۰ طرح براي حجامت گرم و خشك و حدود ۷۰ طرح براي حجامت تر طراحي شده و هم اكنون توسط پزشكان اجرا مي شود.
بنابراين اولاً همه ي حجامت ها خون گيري نيست. ثانياً ميزان دفع خون نقش اساسي در درمان ندارد، به طوري كه حتي با گرفتن تنها ۳ سي سي خون مي توانيم به درمان برسيم و بالاترين حجم خون در حجامت ۳۰ تا ۵۰ سي سي است و جريان خون بعد از آن قطع مي شود.
پس نگراني در مورد كاهش حجم خون بي مورد است. ضمن اين كه درمان به وسيله ي حجامت براي بيماري هاي مختلف فرق دارد. مثلاً حجامت بيمار مبتلا به سردرد ميگرني با بيمار ديابتي يا بيمار داراي ديسكوپاتي (بيماري هاي مربوط به ديسک) با بيمار سياتالژي(مربوط به عصب سياتيک) متفاوت است.
خون اهدا شده هم مورد استفاده قرار مي گيرد، در حالي كه خون حجامت دور ريخته مي شود؟ آيا خون وريد(اهدا شده) با خون حجامت تفاوتي دارد؟
در طرحي پژوهشي كه در بيمارستان لقمان حكيم تهران انجام شد، فاكتورهاي بيوشيمي موجود در خون وريدي(خون اهدا شده) را با خون حجامت، هم زمان مقايسه کرديم كه تفاوت هاي فاحشي مشاهده گرديد. طوري كه فقط ميزان كلسترول خون حجامت، ۵/۲ برابر بيشتر از خون وريد بود، بنابراين براي كاهش ميزان كلسترول خون، انجام حجامت بسيار مفيد است.
هم زمان سم موجود در خون حجامت را با سم خون وريدي مقايسه كرديم كه دريافتيم سم موجود در خون حجامت ۲۳ برابر سم خون وريدي بود كه با توجه به فراواني مسموميت هاي غذايي، شيميايي، آلرژيك و تنفسي كه بر اثر پراكندگي سرب و آلاينده هاي ديگر در محيط هاي صنعتي و عمومي و شهرهاي بزرگ وجود دارد، حجامت براي مقابله با اين تهديدات جاني كافي است.

جالب است بدانيد كه پيامبراكرم(ص)، حضرت علي(ع) و امام صادق(ع) اين موضوع را متذكر شده اند كه "سم از هر كجا وارد بدن شود، از محل حجامت خارج مي شود" يا "از موضع حجامت، چيزي جز سم دفع نمي شود".

بهترين روز براي حجامت يكشنبه هاودوشنبه هاوپنجشنبه ها است..

نيمه دوم ماه قمري..

بهترين فصل اول بهار.اول تابستان و اول پاييز.

اسکندر مقدونی

بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچ گاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمین های دیگر کوچ می کنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...»
آتی نیوز - می گویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود می پرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر می فهمند حکومت کند؟

یکی از مشاوران می گوید: «کتاب هایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

ظاهراً یکی دیگر از مشاوران پاسخ می دهد: « نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمی فهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که می فهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار.

 بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچ گاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمین های دیگر کوچ می کنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...»

آیا میدانستید ؟!

آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است ؟

آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می‌توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟

آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟

آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟

آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است ؟

آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه وسعت کره مشتری نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟

آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا می‌خورند ؟

آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است ؟

آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس بر خلاف زمین

ادامه نوشته

ویژگی ها و اعمال دحو الارض

در این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.

1.تعریف:

 در این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.

 دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.

 از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.

 به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.

 2.  ذوالقعده؛ ماه حرام

 ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه های حرام است. ماه های حرام زمان هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.

 اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان برد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.

 3. مناسبت های دیگر این روز:

 گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:

 3.1.   میلاد شیخ الانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام

 3.2.   میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام

 3.3.   خروج رسول اکرم |(ص) از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می کردند.

 3.4.   در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

 4. اعمال شب و روز دحو الارض

 4.1.   روزه: یکی از آن چهار روز است که در تمام سال بفضیلت روزه ممتاز است.

 در روایتی روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود و از برای روزه‏دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است و از برای این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل وارد است .

 4.2.   نماز: نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده است.

 آن دو رکعت است در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ پس دعا کند و بخواند یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ .

  4.3.   دعا: خواندن این دعا است که شیخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن.

 اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

آیت الله بهجت چرا با استفاده اعضای بدن مردگان مغزی مخالف بود؟

فرزند آیت الله العظمی بهجت از سرنوشت یک استفتا سخن گفت.  حجت الاسلام علی بهجت به نشریه پنجره گفت:

 خاطرم هست که یک‌سری از اطبا آمدند و خواستند در مورد مرگ مغزی یک فتوا از ایشان بگیرند که اگر کسی مرگ مغزی پیدا کرده و زیر دستگاه است، ما او را مرده فرض کنیم. این‌ها خیلی استدلال کردند که این دیگر مرده است و می‌خواستند که اجازه بگیرند که با مرگ مغزی، کالبدشکافی صورت بگیرد و اعضا را از بدن دربیاورند. این جلسه خیلی طولانی شد، وقتی اطبا آمدند بیرون،‌ در راهرو به همدیگر می‌گفتند که ما دیدار همه رفتیم؛ ایشان از همه مسن‌تر بودند و دیگر فقها در جاهایی راضی شدند، اما ایشان راضی نشدند. آنها چنان از بحث لذت برده بودند که به من می‌گفتند قدر ایشان را بدان که ما اگر این حکم را از ایشان می‌گرفتیم، آدمی که با پای خودش می‌آمد در بیمارستان، بلافاصله دل و جگرش را به بهانه مرگ مغزی و این استفتاء درمی‌آوردیم. ایشان معتقد بودند شاید همین الان یک روش بسیار ساده‌ای بیاید و موجب نجات جان این شخص شود. البته کسانی که منصف بودند و تخصص داشتند به علمیت ایشان پی می‌بردند، البته در این جور مسائل استفتائات زیادی دارند.

چرا آیت‌الله بهجت برای سیاستمداران وقت نمی گذاشت؟

فرزند مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت می‌گوید مرحوم والد، حاضر نبود برای سیاستمداران وقت صرف کند.

 حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت در گفت‌وگو با هفته نامه پنجره  در پاسخ به این سوال که"برخورد مرحوم آیت الله العظمی بهجت با سیاستمداران چگونه بود" گفته است:

  هیچ‌گاه حاضر نبودند که برای این‌ها وقت صرف کنند، چرا که می‌گفتند اینها برای کار به خصوص و مهمی نمی‌آیند. می‌گفتند اگر به اینها وقت دهیم، همترازان اینها که صد نفر هستند، می‌آیند و وقت می‌خواهند و بعد معاونان‌شان می‌خواهند، بعد رسته‌های پایین‌تر از اینها می‌خواهند، بعد استانداران و فرمانداران و معاونین اینها و لذا من باید همیشه وقت داشته باشم برای این دیدارها که ندارم، این که می‌گویند وقت طلاست مصداق بارزش برای ایشان بود خیلی از وقت خود مراقبت می‌کردند و لحظه به لحظه آن را مراقب بودند که مفت از دست ندهند و گفتند که اگر خدا چیزی داده به حافظ، به خاطر همین شکار لحظه‌هایش بود. آیت‌الله بهجت هرگز نمی‌گذاشت لحظه‌ای مفت رد شود.

«مختار ثقفی» روز عاشورا کجا بود؟

یکی از سوالات نسبتاً مهمی که در رابطه با شخصیت مختار ثقفی،مطرح است این است که چرا مختار سقفی در زمان قیام امام حسین(ع) به یاری ایشان نرفته ولی بعداً از قاتلان آن حضرت انتقام گرفته است؟

با مراجعه به منابع تاریخی پاسخ این سوال روشن خواهد شد:

بر اساس گواهی تـاریـخ و تـصـریـح شـیـخ مـفـیـد و طـبـری، پـس از آن کـه مـسـلم بـن عـقیل وارد کوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامی داشت و رسما از او اعلام حمایت و پشتیبانی کرد.(1)

بلاذری می‌نویسد: خانـه مختـار محل ورود مسلم بود.(2) اما با ورود مزوّرانه و غـیـرمـنتظره ابن زیاد به کوفه، ناگهان اوضاع به هم ریخت و مسلم صلاح دید از خانه مختار بـه خـانـه هـانـی بـن عـروه، کـه مرد مقتدر و با نفوذ شیـعـه در کوفه بـود، نقل مکان کند.

مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بیعت با مسلم، به منطقه خطرنیّه و اطراف کوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حرکت کرد. اما با دگرگونی اوضاع کوفه و تسلیم مردم در مقابل ابن زیاد، دوباره به کوفه بازگشت.

ابن زیـاد دسـتور داد که دعوت کنندگان امام حسین(علیه السلام) و حامیان مختار با او بیعت کنند، وگرنه دستگیـر و اعدام می‌شوند. ابن اثیر نوشته است: هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در کوفه نبود و او برای جذب نیرو به اطراف شهر رفته بود و وقتی خبر ناگوار دستگیری مسلم را شـنـیـد، بـا جمعی از افراد و یارانش به کوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نیروهای مسلح ابن زیاد بـرخـورد کـرد و در پـی یـک گـفت و گوی لفظی شدید، بین آنان و مختار و افرادش، درگیری پـیـش آمـد و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح کـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛ زیرا مقاومت را به صـلاح نـدیـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترک گویند تا ببینند چه پیش خواهد آمد.(3)
ابن زیاد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هانی، به شدت در جست و جوی مختار بـود و برای دستگیری او جایزه‌ای معیّن کرد.(4)

دستگیری مختار توسط ابن زیاد

یکی از دوستان مختار بـه نـام هانی بن جبّه، نزد عمرو بن حریث، نماینده ابن زیاد رفت و ماجرای مخفی شدن مختار را به عمرو اطلاع داد. عمرو به آن شخص گفت: به مختار بگوید مواظب خود باشد که تحت تعقیب است و در خطر می‌باشد.
مختار به حمایت عمرو نزد ابن زیاد رفت. وقـتـی چـشـم ابـن زیاد به مختار افتاد، فریاد زد: "تو همانی که به یاری پسر عقیل شتافتی؟ "مختار قسم یاد کرد که من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حریث به سر بردم."(5)

ابن زیاد که عصبانی بود، عصای خود را محکم به صورت مختار کوبید، به طوری که از نـاحیه یک چشم صدمه دید. عمرو برخاست و از مختار دفاع کرد و شهادت داد که او در ماجرا نبوده و بـه وی پناهنده شده است. ابن زیاد کمی آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را می‌زدم." و دستور داد مختار را به زندان افکندند.

همچنان در زندان بود تا امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسید.(6)
با توجه به این مطالب مشخص می شود که اوضاع کوفه در هنگام قیام امام حسین(ع)،بگونه ای بود که مختار نتوانست در قیام امام حسین(ع) شرکت کند.

پی نوشتها:

1 - الارشاد، ص 205؛ تاریخ طبری، ج 5، ص 355
2- انساب الاشراف، ج 6، ص 376.
3- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 169.
4- تـاریـخ طـبـری، ج 5، ص 381؛ کـامـل ابـن اثـیـر، ج 4، ص 36.
5- مقتل الحسین(ع) ، ابی مخنف، ص 268-270.
6- انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 116؛ مقتل ابی مخنف، ص 271؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 249.

قدر خانواده ات را بدان(بسیار جالب و خواندنی)

با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم

-اووه !! معذرت میخوام...

-من هم معذرت میخوام

-دقت نکردم ...

 

ما خیلی مؤدب بودیم

 من و این غریبه

خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم

 اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم

كمی بعد از آن روز
  در حال پختن شام بودم.
دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همین كه برگشتم به اوخوردم و تقریباً انداختمش.
 با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار"

قلب کوچکش شکست و رفت

نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:

 وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت می كنی

اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار می كنی

برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی.

آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است.

خودش آنها را چیده.

صورتی و زرد و آبی

 

آرام ایستاده بود كه سورپرایزت بكنه

 

هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی

 

در این لحظه احساس حقارت كردم

اشكهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم

 

بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟

 

گفتم : دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم
نمیبایست اون طور سرت
داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان

من هم دوستت دارم دخترم

و گلها رو هم دوست دارم

مخصوصا آبیه رو

 

گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن

میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو

***
آیا می دانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار می كنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما جانشینی می آورد؟

اما خانواده ای كه به جا می گذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد.

 

و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمی كنیم و نه خانواده مان!

 

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !!

 اینطور فكر نمیكنید؟!!

به راستی كلمه
"خانواده" یعنی چه ؟؟

 

شگفتی پزشکان از چهره عجیب یک دختر+ عکس

آخرین نیوز: یک دختر ۱۳ ساله در روستایی در ویتنام به بیماری نادر پوستی مبتلا شده که پزشکان را هم متعجب ساخته است .

صورت این دختر درحال شبیه شدن به صورت ببر است و جمجمه و موهای سر وی نیز به گونه ای عجیب در حال تغییر شکل است .

 

پای درس بزرگان / استاد فاطمی نیا

در ادامه سلسله مطالب "پای درس بزرگان" ، این بار برگزیده ای از سخنان آیت الله فاطمی نیا را می خوانید:

*ما آمدیم بنده خدا بشویم. ببینید جاهل یا افراط می کند یا تفریط. جاهل کرامت را به کل منکر می شود T نه اینطور نیست. نه ما منکر کرامت هستیم و نه آن را به این بی در و پیکری قبول داریم. این حرف ها نیست.
ما آمدیم بنده خدا بشویم. اگر خدا صلاح دانست در دامن یک بنده کرامت می ریزد و اگر صلاح ندانست هم نمی دهد.
بنده فردی را دیدم که از بسیاری از صاحبان کرامت مقام بالاتری داشت ولی کرامت نشان نمی داد. چون مصلحت نبود کرامت نشان دهد. مقصود این حرف ها نیست.

ما آمدیم بنده خدا بشویم. مهم این است که خدا و امام زمان از ما راضی باشند. این است که برای ما ملاک است و اگرنه کرامت دادند یا ندادند مهم نیست. اصلا دین ما برای این مسائل نیست که کاری بکنیم صاحب کرامت بشویم و این طور مسائل. هدف فقط بندگی خداست و کرامت صاحبان کرامت نیز کاشفیت آنهاست. او در عظمت دین مشغول به کشف است.

*اصل اشتغال به عیوب نفس بسیار مهم است. باید بنشینم ببینم چه عیوبی دارم. اگر بنده چنین کاری نکند اگر تمام وعاظ عالم هم جمع بشوند نمی توانند هیچ کاری بکنند.
امام باقر (ع) می فرماید: اگر بنده خودش به فکر نیفتد و با خود جلسه نگذارد مواعظ همه عالم هم هرگز او را اصلاح نخواهد کرد.

*همه احادیث و روایات را که جمع کنیم و نتیجه بگیریم، اولین آسیب شما جوانان از غضب است. هر دری که به روی شما بسته شود به خاطر غضب است. ماشالله جوان را می بینی انگشتر، تسبیح، محاسن و سجاده؛ اما در خانه که می رود با مادرش غضب الود برخورد می کند. از بیرون می آید خانه می گوید "آقا جاتون خالی دعای کمیل بودیم". چه کمیلی؟ چهل سال است بلد نیستی با همسرت درست حرف بزنی! چهل سال نتوانستی زبانت را کنترل کنی! پس به قول امیرالمومنین اگر محاسبه نفس کنیم و اعمال خود را بسنجیم متوجه می شویم که بعضی درهای رحمت چرا به رویمان بسته می شود و نمی توانیم حال معنوی پیدا کنیم. یک کلمه احتمال بده این برای غضب توست و اگر این غضب کنترل شود چه درهایی به روی انسان گشوده می شود!

*بعضی ها حاضرند از تمامی لذایذ بگذرند تا یک نفر به آنها را قربان خطاب کند. هر گناهی را مرتکب می شود تا یکی به او بگوید اطاعت قربان! چقدر انسان متکبر است!
یکی از عرفا می گفت بعضی حب ریاست ها مثل آتشفشان زبانه کشید که شعله اش به خیمه های امام حسین(ع) در روز عاشورا رسید.

*ما با خودمان جهنم را حمل می کنیم. دریای غضب را فرد با خودش حمل می کند. اگر جایی می شنوید قتلی و جرمی رخ داده، فکر نکنید ما ممکن نیست مرتکب این کارها بشویم! آیت الله بهالدینی می فرمود ما انسان ها مثل آتش زیر خاکستر هستیم و باید از خدا بخواهیم ما را زیر خاکستر نگه دارد.

*تا نظربلندی نباشد، قرب حق حاصل نمی شود و بنده کامل نمی شود.

* یکی از دعاهای با فضیلت این است: «یا من ظهر الجمیل و ستر القبیح ». این را وقتی می خوانی تصمیم بگیر نیکی های مردم را بگویی و زشتی هایشان را بپوشانی!
دعا می خوانی: یا ستارالعیوب! خوب تو هم عیب دیگران را بپوشان!
دعای کمیل بسیار دعای زیبایی است. کمیل که برای آواز خواندن نیست. کارهای عجیبی هنگام خواندن این دعا می کنند. بعضی قسمت ها را 3 بار می خوانند و... غرض این که وقتی در کمیل می خوانیم "کم من قبیح سترته" تصمیم بگیریم بدی مردم را بپوشانیم و ستارالعیوب باشیم.
فرد نشسته سر سجاده مرتب می گوید یا ارحم الراحمین! یا اکرم الاکرمین! کتاب دعا را می بندد، می آید پیش زن و بچه می بینی چقدر خشک و خشن است. دعای این فرد مستجاب نمی شود. تعارف نداریم. یکی از علل استجابت دعا این است که باطن را متحقق کنی با مضامین دعا.

*وقتی خدا منت گذاشته و اجازه داده اسم هایی چون الله، فاطمه، محمد، حسین و.... را به زبان بیاوریم، پس این زبان را به چیز دیگر آلوده نکن!
تصمیم بگیریم زبان هایمان را آلوده نکنیم. فقط تصمیم بگیریم، لازم نیست مانند بعضی افراد بگوییم عهد می کنیم. فردی را دیدم دست یک سیگاری را گرفته بود و می گفت: بگو عهد می کنم سیگار را کنار بگذارم. گفتم: ول کن این بیچاره را! نباید این قدر به مردم سخت گرفت. تو بدی ها و مضرات سیگار را برایش بگو! این همه فشار لازم نیست.