چشم انداز رويايي (عكس)

پشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد. بالاخره دكتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی ......
|
پزشک جراح در حالی كه قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه باید حامل خبر بدی براتون باشم، تنها امیدی كه در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه." |
در تصویر زیر پنج شكل براى شما مشخص شده و شما باید با كشف ارتباط واقعا" منطقى بین این شكل ها شكل ششم را حدس بزنید. با خودتون رو راست باشید و تا زمانی که از دونستن یا ندونستن جواب مطمئن نشدید به تصویر بعدی که جواب هست نگاه نکنید.

اول خوب فکر کنید و بعد جواب رو نگاه کنید ...
...
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب تست :
هر یك از شكل ها در حقیقت اعداد انگلیسى 1 تا 5 هستند كه به صورت قرینه در كنار خود قرار گرفته اند.
پس شكل ششم هم باید قرینه عدد 6 باشد كه در كنار خود قرار گرفته است

آرتور اش
قهرمان افسانه ای تنیس
هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.
طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند.
یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟"

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:
در سر تا سر دنیا
بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.
حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.
از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند
و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند
پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند.
پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.
چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند.
و دو نفر به مسابقات نهایی.
وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟"
و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟"

زن وشوهری بیش از ۶۰ سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر مخفی نمیکردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد آن هم چیزی نپرسد.
در همه ی این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود و در مورد جعبه فکر نمی کرد. اما بالاخره یکروز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند.
در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع رجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را از بالای کمد آورد و نزد همسرش برد. پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده که همه چیز را در مورد آن جعبه به شوهرش بگوید. واز او خواست تا در جعه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و دسته ای پول بالغ بر ۹۵هزار دلار پیدا کرد. پیرمرد در این باره ازهمسرش سوال کرد.
پیرزن گفت:”هنگامی که ما قول و قرار ازدواج گذاشتیم مادر بزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید. او به من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم باید ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.”
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت. تمام سعی خود را به کار برد تا اشک هایش سرازیر نشود. فقط دو عروسک در جعبه بودند. پس همسرش فقط دو بار در طول تمام این سا های زندگی و عشق از او رنجیده بود. از این بابت در دلش شادمان شد.
سپس به همسرش رو کرد و گفت:”عزیزم، خوب، این در مورد عروسک ها بود. ولی در مورد این همه پول چطور؟ اینها از کجا آمده؟”
پیرزن در پاسخ گفت: ” آه عزیزم، این پولی است که از فروش عروسک ها بدست آورده ام.”

با تبدیل گاز طبیعی به هیدرات متان که برفمانند است، میتوان آن را به شکل مکعبهای یخی درون یخچال کشتیها جابهجا کرد. این روش نه تنها ارزانتر است بلکه با به حداقل رساندن احتمال انفجار، امنیت بیشتری دارد.
بهنوش خرمروز: گاز طبیعی از منابع مهم انرژی به شمار میرود. اما همه کشورهای دنیا منابع گاز طبیعی ندارند و بسیاری ناچارند از کشورهای دور و نزدیک گاز بخرند. این گاز از طریق خطوط لوله و یا کشتیها به صورت مایع (LNG) منتقل میشود. اما در هر دو حالت خطر انفجار وجود دارد. به علاوه این روشها بسیار گرانقیمت هستند و همین هزینهها باعث میشود که بسیاری کشورها نتوانند از راههای دور گاز تهیه کنند و از طرف دیگر، کشورهای دوردست در فروش گاز طبیعی خود با مشکل مواجه باشند.
بر اساس گزارش تکنولوژیریویو، محققین مرکز انرژی آمریکا موفق شدهاند روشی جدید برای انتقال گاز طبیعی ابداع کنند که امنتر و ارزانتر است. در این روش، گاز مایع به شکل هیدرات متان در میآید و درون بلورهای یخ مشابه قفس، محبوس میشود. متان مهمترین عنصر تشکیلدهنده گاز طبیعی است. روشهای معمول تولید هیدرات متان که ترکیب آب و هیدروکربن در لولههای پرفشار است، چندین روز طول میکشد؛ اما در روش جدید لولهها به نحوی طراحی شدهاند که تقریبا به محض این که آب و متان با فشار زیاد وارد شدند، از طرف دیگر به صورت هیدرات متان خارج میشوند که چیزی شبیه به برف است.
به گفته محققین مشکل اصلی این پروژه همین طراحی لولهها بود، چون اگر هیدرات متان خیلی هم سریع شکل میگرفت، راه لوله را مسدود میکرد. در حقیقت در این سیستم از سیستمهای طبیعی محبوس کردن متان الهام گرفته شده است: فشار و سرما. مانند حجم عظیم متانی که در زیر اقیانوسهای شمال آلاسکا محبوس شده و حالا با گرمایش زمین یکی از خطرهای بزرگ انتشار گازهای گلخانهای به شمار میآید.
برآوردها نشان میدهند که این روش تازه هم در مرحله تولید هیدرات متان و هم در انتقال و توزیع، از روشهای موجود خیلی ارزانتر تمام میشود. هیدرات تولید شده را میتوان به شکل مکعب در کشتیهای یخچالدار قرار داد. آنها فقط باید منجمد باقی بمانند. کشتیهای باری امروزی برای حمل مواد غذایی، آنها را در دمای 10- درجه نگه میدارند. این خیلی آسانتر از نگهداری گاز طبیعی مایع در دمای 162- درجه است.
به علاوه در صورت هر آسیبی، آزاد شدن متان از هیدرات به قدری کند است که قبل از این که به حد انفجار برسد، محو میشود. بنابراین مادامی که در یک فضای بسته گرم نشود و آزاد نشود، خطر انفجاری وجود نخواهد داشت.

موتور تندر90 ایران خودرو وارداتی و موتور پارس خودرو مونتاژی مگاموتور است.
شاید بتوان گفت تندر90 در ایران پرحاشیهترین خودرو دنیا محسوب می شود؛ چرا که هر روز موضویی تازه و ناگفته در خصوص این خودرو بیان می شود.
این همه تفاوت در تولید و شرایط عرضه مشخص نیست از کجا حاصل می شود. یک روز پارس خودرو عنوان می کند که تندر90 تولیدش به لحاظ کیفی از شرکت رقیبش پیشی گرفته و یک روز نیز ایران خودرو گواهی نامه سرآمدی محصولش را رخ رقیب خود می کشد.
اخیرا نیز شنیده شده که موتورهای تندر90 ایران خودرو مستقیما از داچیای رومانی وارد می شود در حالی که تندر90 پارس خودرو در مگاموتور مونتاژ و بر روی خودروهای این شرکت نصب می شود.
گواه این موضوع نیز شماره ای است که بر روی موتور خودرو حک می شود به عنوان مثال بر روی موتور ایران خودرو(شماره IN) چنین عددی حک شده D 7702035322 و در ادامه نیز شماره سریال می آید.« D » در اینجا معرف داچیاست. این در حالی است که مشخصه موتور تندر پارس خودرو حرف W یعنی همان مگاموتور است.
گفته شده که پارس خودرو بدهی خود به رنوپارس را این طور تهاتر کرده که قطعات تولیدی مگاموتور به عنوان یکی از تامین کنندگان رنوپارس در اختیار این شرکت قرار گرفته تا مگاموتور هزینه خود را از پارس خودرو دریافت کند.
با توجه به میانگین نمره های منفی که ماهانه به دو محصول ایران خودرو و پارس خودرو تعلق می گیرد سطح کیفی دو محصول تفاوتی با هم ندارد و تفاوت به وجود آمده در بازار در خصوص قیمت تندر90 تنها حاصل کار عده ای دلال برای پر کردن جیب خودشان است، این نکته ای است که مسولان ایران خودرو و پارس خودرو نیز بدان واقفند.

بهنوش خرمروز: حیوانات مختلف، روشها و آیینها متفاوتی برای جفتگیری و انتخاب جفت دارند. در بسیاری از گونهها قاعده بر این است که نرها تمام تلاش خود را برای جلب توجه مادهها به کار گیرند. مادهها هم در گونههای مختلف، معیارهای متفاوتی برای انتخاب زوج مناسب خود دارند، از رنگ و اندازه گرفته تا مهارتهای مبارزه و خوشصدایی. ظاهرا در پرندههای آلاچیقساز، قد و قواره نرهاست که به چشم مادهها میآید.
پرندههای آلاچیقساز، لانههایی بافته شده از چوب درست میکنند که یک آلاچیق را تداعی میکند. آنها درون آلاچیق خود فضایی درست میکنند و این فضا را با سنگ و صدف و خلاصه هر چیزی که پیدا کنند تزئین مینمایند. اما به نظر میرسد که این تزئینات بیمنظور نیست!
به گزارش نیوساینتیست، بررسی دقیق محل و نحوه قرارگیری تزئینات درون لانه 33 پرنده آلاچیقساز نشان میدهد که همه نرها سنگها و سایر اشیا را به نحوی چیدهاند که وقتی روی آنها قرار میگیرند به چشم مادهها بزرگتر بیایند.

محققین حتی ترکیب تزئینات درون 15لانه را به هم زدند و متوجه شدند که پرندهها ظرف دو هفته باز همه اجسام را به رسم خودشان جابهجا کردند و از نو چیدند. بنابراین چیدمان داخلی لانه خیلی برای پرندههای نر اهمیت دارد و مشخصا دوست نداشتند که ترکیب آن به هم بخورد. اما چرا؟
ما انسانها و به نحو مشابهی پرندهها، برای تشخیص فاصله از زاویه عمودی بین نقطه بالایی و پایینی اشیا استفاده میکنیم و انتظار داریم هر چه جسمی از ما دورتر شود، این زاویه هم کمتر شود. با همین اصل، میتوان خطاهای دیداری درست کرد.
اگر اجسام نزدیک را بزرگتر انتخاب کنیم و اجسام کوچکتر را دورتر بچینیم، فضا بزرگتر به نظر خواهد رسید و برعکس، اگر اشیای کوچک را نزدیکتر بچینیم و اجسام بزرگتر را دورتر از دید قرار دهیم، به نظر میرسد که فضا کوچک است. این مورد دوم، دقیقا حقهای است که پرندگان نر میزنند. آنها کاری میکنند که آلاچیق کوچکتر و به نظر برسد و در نتیجه خودشان در چشم ماده بزرگ جلوه کنند.
البته هیچکس نمیتواند نظر مادهها را بپرسد و در این مورد مطمئن باشد. شاید هم فقط این نحو چیدن درون لانه بیشتر با سلیقه مادهها جور درمیآید، اما تا به اینجا که نتایج این مطالعه جذاب و نوآورانه دانسته شده و توجه جامعه علمی را به خود جلب کرده است.

آیا حیوانات تراریخته یا دستکاری شده ژنتیکی باید به بازار مواد غذایی بیایند یا نه. اگر آری، ماهی قزلآلا اولین گزینه خواهد بود. این ماهی بزرگتر از قزلآلای معمولی نیست، اما سرعت رشدش دو برابر است.
بهنوش خرمروز:سالها است که با پیشرفتهای سریع مهندسی ژنتیک و فناوری زیستی، انواع و اقسام حیواناتی که دستکاری ژنتیکی شدهاند، به وجود آمدهاند. در اغلب این موجودات، تلاش شده که نقصها، آسیبپذیریها و مانند آن اصلاح شود، مثل گاوهایی که نسبت به جنون گاوی مصونیت دارند. همچنین در بسیاری موارد مطالعات رو به افزایش سرعت رشد و در واقع اقتصادیتر کردن تولید مواد غذایی حیوانی رفتهاند.
اما حالا این بحث به وجود آمده که آیا وقت آن رسیده که حیوانات دستکاری شده وارد برنامه غذایی مردم شوند؟ یک دهه پاسخ این سوال نه بود، اما این ماه قرار است که در مورد ماهی قزلآلای دستکاری شده تصمیم گرفته شود.
بر اساس گزارش تکنولوژیریویو، این ماهی قزلآلا در نهایت بزرگتر از ماهیهای قزلآلای معمولی نخواهند بود اما سرعت رشد آن دو برابر است. آنها ژن رشدی از یک گونه ماهی دیگر دارند که در طول سال اول زندگیشان با افزایش هورمون رشد، آنها را به سرعت به اندازهای میرساند که برای فروش در بازار مناسب هستند. همچنین ژن دیگری از ماهی سومی، این رشد سریع را به موقع متوقف میکند.
در این تصویر، ماهی پشتی دستکاری ژنتیکی شده است. هر دو ماهی همسن هستند، اما سرعت رشد ماهی دستکاری شده دو برابر است. ماهی جلویی یک سال دیگر به این اندازه خواهد رسید.
اما اگر با این نظر موافقت شود، مردم چه عکسالعملی خواهند داشت؟ امروزه دیگر کسی به مصرف سبزیجاتی که از نظر ژنتیکی دستکاری شدهاند اهمیتی نمیدهد و مصرف آنها بعد از یک دهه خیلی عادی شده است. اما اگر ماهی را با برچسب دستکاری ژنتیکی به بازار بیاورند، مردم استقبال میکنند یا برعکس آن را نمیخرند؟
به علاوه اگر فروش این قزلآلا تایید شود، تخم آنها به مراکز پرورش ماهی ارسال خواهد شد و برخی نگرانند که اگر یکی از این ماهیها فرار کند، میتواند با رساندن خود به آبهای آزاد، روی ژنتیک طبیعی ماهیان آزاد تاثیر بگذارد.
با وجود همه این نگرانیها، این ماهیان جدید میتوانند خیلی اقتصادیتر باشند. باید دید نتیجه این تصمیمگیری که به زودی اعلام میشود چه خواهد بود.

میگوهای نعنافلفلی همگی با جنسیت نر به بلوغ میرسند، اما میتوانند تصمیم بگیرند که هرمافرودیت شوند یا نه. این تصمیم فواید و مضرات خاص خودش را دارد و به شرایط زندگی میگوها و اجتماع آنها بستگی دارد
بهنوش خرمروز: تغییر جنسیت شاید برای ما چندان کار متداول و معمولی نباشد، اما گونههایی از جانوران روی کره خاکی ما زندگی میکنند که تغییر جنسیت بخشی طبیعی از زندگی آنها است. گونههایی وجود دارند که در ابتدای زندگی نر یا ماده هستند و بعد به جنس دیگر تغییر جنسیت میدهند. همچنین گونههای نه چندان کمی از موجودات میتوانند در آن واحد هم نر و هم ماده باشند که به این دسته هرمافرودیت یا دوجنسی گفته میشود.
نیوساینتیست در گزارش ویژه خود به یکی از این گونههای جانوری پرداخته که یک قدم فراتر رفته و به نحو پیچیدهتری تصمیم میگیرد که در جنسیت خود باقی بماند یا این که آن را تغییر بدهد. این جانور، میگوی نعنافلفلی نامیده میشود. اسم این میگو از طرح بدنش میآید که به شکل شکلاتهای نعنایی یا آبنباتهای راه راه است.
میگوهای نعنافلفلی همه با جنسیت نر متولد میشوند و به بلوغ میرسند. آنها این قابلیت را دارند که به هرمافرودیت تبدیل شوند، یعنی در آن واحد هم نر باشند و هم ماده. اما اغلب میگوها ترجیح میدهند که نر باقی بمانند و تا جایی که امکان داشته باشد، صبر میکنند تا دیگران تغییر جنسیت بدهند. یکی از دلایل این ترجیح این است که آنها به عنوان یک نر بیشتر شانس جفتگیری دارند، تا وقتی که در قالب یک هرمافرودیت بخواهند نقش یک نر را ایفا کنند.
همچنین تبدیل شدن به هرمافرودیت سرعت رشد میگوها را کاهش میدهد، احتمالا به این دلیل که تولید تخمکها به انرژی بیشتری نیاز دارد.
در حقیقت انتخاب این که میگوهای نعنافلفلی نر باقی بمانند یا هرمافرودیت شوند، به اندازه اجتماعی بستگی دارد که در آن زندگی میکنند. اگر اجتماع بزرگ باشد و شانس این که اطرافیان هرمافرودیت شوند زیاد باشد که چه بهتر، وگرنه، اگر میگو مستقل زندگی کند و در جمع بزرگی از همنوعان خود نباشد، هرمافرودیت میشود و بدین ترتیب شانس جفتگیری را برای خود افزایش میدهد.
البته محققین میگویند نر بودن آنقدرها هم خوب نیست! شاید یک میگوی نر نیازی به صرف انرژی برای تخمگذاری نداشته باشد، اما باید بگردد و یک هرمافرودیت پیدا کند و تازه نزدیک به 8 ساعت او را دنبال کند تا بتواند جفتگیری کند. بنابراین میگوها چندان هم با تصمیم سخت و بحرانی در زندگی خود روبرو نیستند!

به گزارش جهان داودآبادی محقق و نویسنده دفاع مقدس به عنوان میهمان این برنامه شرکت کرده بود که به بررسی وضعیت 4دیپلمات ایرانی ربوده شده توسط فالانژها- از عوامل رژیم صهیونیستی – در بیروت می پرداخت.
وی با انتقاد از رویه پیگیری وضعیت این دیپلمات ها در دولت های گذشته که با تشکیل کمیته ویژه و صرف بودجه های سنگین حتی حاضر به ارائه گزارشی در این رابطه نشدند، از نحوه رسیدگی به خانواده های این افراد نیز به شدت انتقاد کرد وگفت خانواده های این عزیزان تا مدتی حتی از حمایت های مالی بنیاد شهید هم برخوردار نبودند و پس از نامه یکی از خانواده ها به مقام معظم رهبری و دستور ایشان، قرار شد حقوق یکی از افراد که خبرنگار ایرنا بوده است پرداخت شود که آنها با محاسبه حقوق قسمت هنگفتی از آن را به عنوان مالیات کسر کردند!
گفتنی است در چهاردهم تیر ماه 1361 خودروی سیاسی سفارت جمهوری اسلامی ایران که در حمایت پلیس دیپلماتیک لبنان از شهر بندری طرابلس به بیروت باز می گشت، برخلاف ضوابط بین المللی ومصونیت دیپــلماتها در منطقه ی برباره توسط مزدوران مسلح تحت امر اسرائیل موسوم به " قوات البنانیه" متوقف گردیده و 4 دیپــلمات ایرانی به نامهای سید محسن موسوی(کاردار سفارت)، حاج احمد متوسلـــیان( وابسته نظامی)، تقی رستـــگار مقــدم(کارمند سفارت ) و کاظم اخوان(خبرنگار وعکاس ایرنا) ربوده شده و اکنون بیش از بیست و هشت سال است که خانواده های این عزیزان در انتظار بازگشت ایشان به سر میبرند.
چندی پیش نیز سیدحسن نصرالله دبیركل حزبالله لبنان با اشاره به سرنوشت چهار تن از دیپلماتهای ایرانی گفته بود: نشانهها و شواهدی وجود دارد كه نشان میدهد دیپلماتهای ایرانی زندهاند و در زندانهای رژیم صهیونیستی بسر میبرند.
همچنین مرحوم آیت الله العظمی بهجت نیز در رابطه با این اسرا فرموده بودند:برای آزادی این عزیزان باید ظرفی از دعا پرشود.
علاقمندان برای کسب اطلاع بیشتر از این دیپلمات ها می توانند به سایت www.4diplomat.com مراجعه کنند.

کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند.
این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...
روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است.
به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد!
مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .
صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود!
وقتی سور کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟
ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم!
پژوهشگران دانشگاه واشنگتن در سنت لوئيس ميگويند: گرسنه ماندن ميتواند مغز را هوشيار كند.
به گزارش ايسنا، اين محققان در پژوهش جديدي روي مگسهاي ميوه دريافتند: گرسنه بودن روشي براي بيدار ماندن بدون احساس بيحالي يا درگيري ذهني و هوشيار ماندن مغز است.
پژوهشگران در اين مطالعه نشان دادند كه گرسنگي سه برابر زمان بيدار ماندن و رهايي از خواب آلودگي را افزايش ميدهد.
محققان ميگويند: علت اين تاثير وجود پروتئيني است كه به مغز اين حشره در زمينه ذخيره آن و استفاده از ليپيدها كمك ميكند.
به گزارش روزنامه سان، ليپيدهاي طبقهاي از مولكولها هستند كه شامل چربيها مثل كلسترول و ويتامينهاي محلول در چربي مثل ويتامينهاي A , D ميشوند.
پژوهشگران دريافتهاند كه اين حشره از ليپيدها براي ذخيره بيشتر انرژي استفاده ميكند. بنابراين اگر بتوان ليپيدهاي مناسب و موثر در تنظيم خواب و چگونگي كنترل آنها را شناسايي كرد، ممكن است بتوان به روشي براي كاهش مشكل مربوط به كمبود خواب يا نياز به بيدار ماندن دست يافت.
شرح اين پژوهش در مجله «پلوس بيولوژي» منتشر شده است.
جام جم آنلاين: حالا ديگر استفاده از تلفن همراه در جامعه كنوني اجتنابناپذير است و البته نگرانيها درباره اثرات امواج تلفن همراه بر سلامت انسان با رشد بيش از حد تلفنهاي همراه نيز بيشتر شده است.
بتازگي هم اعلام شده براساس بررسيهاي تازه موسسه Pew حدود 65 درصد از بزرگسالان گوشيهاي تلفن همراه خود را نيز همراه با خود به بستر ميبرند كه اين كار از نظر بهداشتي و حفظ سلامت زيانبار است.
اگرچه بعضا گزارشهاي ضد و نقيضي درباره اثرات امواج تلفن همراه و ميزان جدي بودن مخاطرات آن از سوي مراكز تحقيقاتي مختلف كه بعضا به سفارش شركتهاي بزرگ سازنده تلفن همراه در اين زمينه تحقيق ميكنند، منتشر ميشود؛ ولي بهزعم اغلب كارشناسان، با توجه به ماهيت و تاثيرات شناخته شده امواج الكترومغناطيسي در طول موجهاي مختلف بر سيستمهاي زيستي نميتوان خطرات تلفن همراه و تجهيزات مربوط به آن را انكار كرد.
در سالهاي اخير به موازات گسترش روزافزون استفاده از تلفن همراه و توجه مراكز تحقيقاتي دنيا به اين مقوله، پژوهشگران ايراني نيز در دانشگاهها و مراكز پژوهشي مختلف، تحقيقاتي را در اين حوزه آغاز كرده و از ابعاد مختلف به بررسي آسيبهاي احتمالي پرتوهاي الكترومغناطيسي تلفن همراه بر بافتهاي زنده و تجهيزات الكتريكي و الكترونيكي آن انجام دادهاند كه از جمله آنها تحقيقاتي است كه در مركز تحقيقات بيوشيمي ـ بيوفيزيك دانشگاه تهران به سرپرستي دكتر علياكبر موسوي موحدي انجام شده و نتايج جالب توجهي در زمينه اثرات ميدانهاي الكترومغناطيسي خصوصا امواج تلفن همراه بر سيستمهاي زيستي در پي داشته است.
دكتر علياكبر موسوي موحدي، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر مركز تحقيقات بيوشيمي ـ بيوفيزيك دانشگاه تهران در گفتگو با جامجم با بيان اينكه پرتوهاي الكترومغناطيسي داراي استفادههاي مثبت و منفي هستند، ميگويد: امواج و ميدانهاي الكترومغناطيسي كه در گستره وسيعي از انرژي و فركانسها با خواص متفاوت ساطع ميشوند، نقش مثبت و منفي در زندگي جانداران و گياهان ايفا ميكنند.
اين اشعه هم در طبيعت و هم در صنعت موجود است، با اين تفاوت كه وجود اشعه الكترومغناطيسي در طبيعت بهينه بوده ولي بايد در صنعت به صورت بهينه استفاده شود.
معاون پژوهشي سابق دانشگاه تهران از تلفنهاي همراه به عنوان يكي از پرمصرفترين تجهيزات داراي امواج الكترومغناطيس ياد ميكند و ميافزايد: نقش منفي ميدانهاي الكترومغناطيسي و اثرات سوء آن بر سيستمهاي زيستي به دليل نبود دستورالعمل معين، آموزش صحيح بهرهبرداري و استفاده بهينه از سيستمهاي ارتباطي و مخابراتي بويژه عدم آشنايي كاربران از تداخل و تزاحمهاي استفاده همزمان تلفن همراه با وسايل ديگر مانند رايانه، مايكروويو، تلويزيون، استفاده از داروهاي خاص يا داشتن بيماري و... است.
استفاده محدود زماني از تلفن همراه
دكتر موسوي موحدي با تاكيد بر اينكه هرگز نبايد تلفن همراه را با خود به رختخواب برد، ادامه ميدهد: اثر سوءميدانهاي الكترومغناطيسي بويژه ميدان تلفن همراه به صورت فزاينده نقش تخريبي در بدن، ارگانيسمها، بافتها، سلولها و ماكروملكولهاي حياتي مانندDNA، پروتئينها و آنزيمها دارد. وي با بيان اين كه در حال حاضر سيستمهاي تلفن همراه داراي فركانس 940 مگاهرتز است كه به بيشتر بافتهاي بدن از جمله مغز و حتي گوشت و ماهيچهها آسيب ميزند، ابراز عقيده ميكند كه نبايد به تلفن همراه به عنوان وسيلهاي بيخطر نگاه كرد و هر كس هر اندازه كه تمايل داشت از آن استفاده كند؛ بلكه كاربرد تلفن همراه بايد همانند مصرف دارو، محدود و كنترل شده و به زباني داراي دوز مشخص باشد؛ به طوري كه يك فرد تنها ساعاتي از روز را ميتواند از موبايل استفاده كند و پس از آن استفاده دوباره از آن مضر خواهد بود.
دوز استفاده از تلفن همراه براي مبتلايان به بيماريهاي گوناگون متفاوت است
استاد مركز تحقيقات بيوشيمي ـ بيوفيزيك دانشگاه تهران ميگويد: مساله مهم ديگري كه بايد مورد توجه محققان قرار بگيرد، دوز مشخص استفاده از تلفن همراه براي مبتلايان به بيماريهاي گوناگون است؛ مثلا، ميزان استفاده از تلفن همراه در افراد ديابتي كه در برابر امواج آسيبپذيرتر از افراد سالم هستند بايد متفاوت باشد. تحقيقات جديد ميبايد ميزان استفاده از تلفن همراه را براي هر بيماري معين نمايد.
دكتر موسوي موحدي با اشاره به تحقيقات پژوهشگران مركز بيوشيمي ـ بيوفيزيك دانشگاه تهران در زمينه «اثرات ميدان الكترو مغناطيسي تلفن همراه روي هموگلوبين خون» گفت: تحقيقات نشان ميدهد تاثير ميدان الكترومغناطيسي تلفن همراه با هموگلوبين موجب تغييرات ساختاري در آن و كاهش پيوند اكسيژن با هموگلوبين ميشود. همچنين اختلال در عملكرد هموگلوبين، موجب آزادسازي اكسيژن بيشتر در بافت و در نهايت بروز ناهماهنگي در واكنشهاي بدن ميشود.
دگرگوني در عملكرد هموگلوبين خون
اين استاد بيوشيمي تاكيد ميكند: اثرات سوءتغيير ساختاري هموگلوبين خون تحت تاثير امواج تلفن همراه تنها به آزادسازي بيش از حد اكسيژن در بافت محدود نميشود، بلكه بر ساير وظايف هموگلوبين هم تاثير منفي ميگذارد.
به گفته دكتر موسوي موحدي همين پديده در بررسي اثرات امواج در بيماران تالاسمي هم مشاهده شده و در اين مورد از نظر ساختار هموگلوبين، ساختمان سوم آن كه عامل اصلي عملكردهاي اين مولكول است، دچار تغيير شده است.
خطر استفاده همزمان از تلفن همراه با مايكروويو يا رايانه
دكتر موحدي اثرات تداخل استفاده از تلفن همراه و وسايل ديگر مانند مايكروويو، رايانه و همچنين مصرف داروهاي مختلف را بسيار حائز اهميت ميداند و تصريح ميكند: تداخل استفاده از تلفن همراه و وسايل ياد شده اثرات سوء امواج تلفن همراه را تشديد ميكند. همچنين بدترين شكل تداخل در استفاده همزمان از تلفن همراه و مايكروفر است. از سوي ديگر شرايط استفاده از تلفن همراه در اثرات آن تعيينكننده است به عنوان مثال استفاده از تلفن همراه در مكانهاي مسقف و شهرهاي آلوده دوز خاصي را طلب ميكند كه اميدواريم با شروع تحقيقات بتوان دوز استفاده از موبايل براي هر فرد مانند زن، مرد، كودك و غيره مشخص كرد.
بدترين شكل مكالمه؛ قرار دادن تلفن كنار گوش
وي درباره محل قرار دادن تلفن همراه نيز ميگويد: بدترين شكل اين مساله، قرار دادن تلفن كنار گوش هنگام صحبتكردن است و البته قرار دادن در كمر هم آسيبهاي جدي به دستگاه تناسلي انسان وارد ميكند.
دكتر موسوي موحدي با بيان اينكه تلفن همراه در مواقع عدم استفاده بايد بيش از يك متر با كاربر فاصله داشته باشد، ميافزايد: صحبت با تلفن همراه بايد در فضايي باز و در كمترين زمان مكالمه باشد. استفاده از تلفن همراه در حالت اضطرار است نه به صورت مداوم. اگر كسي ميخواهد صحبت طولانيتر داشته باشد بايد از تلفن ثابت استفاده كند و در صورتي كه فرد در جايي هست كه تلفن ثابت وجود دارد بهتر است تلفن همراه خاموش شود. بهترين حالت در هنگام پيادهروي هم گذاشتن تلفن همراه داخل كيف است.

انسان باهوشترین جاندار روی زمین است. نحقیقات نشان میدهد در کنار بارداری طولانیمدت و متابولیسم بالای بدن مادر، غریزه مادری نیز در رشد و تکامل مغز در آنها نقشی حیاتی داشته است.
ما انسانها در کنار دیگر نخستیان باید بابت مغزهای بزرگی که داریم قدردان مادرانمان باشیم. چرا که بخشی از رشد و تکامل مغزی ما را غریزه مادری شکل داده است.
تشکیل مغز و فعالیت آن نیاز به انرژی زیادی دارد به همین دلیل مغز تکاملیافته را تنها در جاندارانی میتوان دید که سوختوساز بالایی دارند. اما مطالعات ورا ویزبکر از دانشگاه کمبریج و انجلی گازوامی از دانشگاه کالج لندن نشان میدهد این تنها بخشی از داستان است.
به گزارش نیوساینتیست، این دو محقق مغز 197 کیسهدار و 457 پستاندار دارای جفت را بررسی کردند و دیدند ارتباط میان سرعت سوختوساز و اندازه مغز جنین تنها در پستانداران دارای جفت معنیدار است. این نکته نشان میدهد غریزه مادری نیز باید نقشی کلیدی داشته باشد.
ویزبکر میگوید: «جنین پپستانداران از طریق جفت برای مدتی طولانی با مادر در ارتباط است و به همین دلیل اگر مادر نرخ سوختوساز بالاتری داشته باشد، رشد بهتری خواهد داشت». در مقابل نوزادان کیسهداران سریع و در حالی که بسیارکوچک هستند متولد میشوند و نیازهای تغذیهای آنها در خارج از بدن مادر تأمین خواهد شد. به همین دلیل نرخ رشد مغز در مقایسه با جنینی که مرتب دارد توسط محتوای غذایی غنی توسط جفت تغذیه میشود به مراتب آهستهتر خواهد بود.
با این وجود زمانی که گروه نخستیها -شامل انسان، بوزینهها و میمونها- را استثنا کنیم، میبینیم تفاوت معنیداری میان ابعاد مغز کیسهداران و پستانداران دارای جفت وجود نخواهد داشت. در واقع جنین در نخستیها نهتنها فرصت استفاده از دوران بارداری طولانی و متابولیسم بالا را برای رشد داشته بلکه غریزه مادری قویتر و نگهداری طولانیمدت نوزاد توسط مادر باعث شده مغز تکامل بیشتری داشته باشد. در نتیجه این نوزادان شانس این را دارند که از ماهها و سالهای پس از تولد نیز برای رشد و تکامل مغزی استفاده کنند.
اگر به این ایمیل یک بزنید و به آن یک فایل مثل یک عکس یا یک پرونده آفیس را الصاق کنید این ایمیل به شما یک نسخه PDF آن را میل می کند. به همین راحتی!
فلیکر برای شما یک آدرس در اینجا تهیه کرده است که اگر از طریق آن عکسی را ( از طریق الصاق کردن ) بفرستید آن وقت عکس شما در فلیکر آپلود می شود. موضوع نامه تیتر و بدنه نامه توضیحات عکس را تشکبل خواهند داد.
این آدرس ایمیل برای گوگل داک است و شما می توانید مطالب خود را از طریق این سامانه برای گوگل داک بفرستید. این قسمت هم برای شما تهیه شده است.
شما می توانید از طریق این آدرس ایمیل متن خودتان را ترجمه کنید. یعنی کلمه شما از نظر معنی برای شما باز می شود. ساده ترین راه برای فهمیدن ترجمه انگلیسی به انگلیسی یک لغت. فقط یادتان باشد در عنوان بنویسید define myword و در متن نامه هم که عبارتتون رو بنویسید.
اگر از داشبودتون گزینه ارسال بوسیله ایمیل را علامت بزنید می توانید از طریق این آدرس ایمیل به بلاگرتون مطلب بفرستید. مخصوصا الان که در دسترس نیست!
یک هدیه بسیار زیبا. PDF تان را به ایمیل سنجاق کنید و آن را برای سایت آدوبی بفرستید. نسخه متنی فایل شما آماده است. این هم یک راه حل آلترناتیو برای زمانی که یک PDF خوان دم دست نیست!
۷. www@web2mail.com
و این هم یک ایمیل واقعا به دردبخور! سایت اجرا نمی شود؟ آدرس بدهید. یک کپی تحویل بگیرید. امتحان کنید
به گزارش خبر ،ماجرا از آنجا آغاز شد که این مرد پس از خرید دو رول کالباس متعلق به یکی از کارخانههای معروف صنایع غذایی با همسرش اقدام به مصرف مقداری از آن کرد اما پس از ساعاتی هر دو به دلیل شکمدرد شدید مجبور به مراجعه به درمانگاه شدند و در آنجا با تشخیص اینکه این دو نفر دچار مسمومیت شدهاند، به آنان سرم تزریق شد.
اما همه جریان به همینجا ختم نشد. این زن و شوهر بیخبر از اینکه کالباس مارمولک را میل کرده و به این حال و روز افتادهاند به منزل مراجعه کردند تا اینکه یک روز بعد در نهایت تعجب راز بدحالی آنان در میان یکی از رولهای کالباس نمایان شد.
مرد مسموم گفت: یک شب پس از اینکه من و همسرم به دلیل مسمومیت روانه درمانگاه شدیم، دخترم در حال برش باقیمانده کالباسها بود که چاقو در رول کالباس گیر کرد. دخترم که فکر میکرد استخوانی در رول کالباس وجود دارد از من کمک خواست و من که تا آن لحظه بیخبر از این بودم که دلیل مسمویتم مصرف همین کالباس است، شروع به بیرون کشیدن چاقو از رول کالباس کردم اما ناگهان دیدم که دست و پای لاشه یک مارمولک از میان کالباس بیرون زد. در نهایت نعجب کالباس را از وسط جدا کردم و با لاشه درشت یک مارمولک روبهرو شدم.![]()
این شهروند شیرازی ادامه داد: من که از دیدن لاشه مارمولک به شدت شوکه شده بودم کالباس را به همان شکل به مراکز بهداشتی بردم.
رئیس مرکز بهداشت شیراز ضمن تأیید گفتههای این شهروند گفت: مشاهدات حاکی از آن است که این مارمولک در مراحل پایانی تولید خمیر کالباس در آن افتاده است. البته احتمال عمدی بودن این کار توسط افرادی نیز وجود دارد که این موضوع در حال پیگیری است..

آیتالله مجتبی تهرانی گفت: خداوند زائر حسینی را از آتش جهنم می رهاند و در روز هولناک قیامت او را ایمنی می بخشد. "
به گزارش خبرآنلاین، آیتالله مجتبی تهرانی، در جلسه دیگری از سخنرانی های رمضان درباره دعا، به «مکانهای مؤثر در اجابت دعا» پرداخت .
آیت الله تهرانی گفت : " در روایتی از امام ششم (ع) این تعبیر آمده است اگر کسی برای خدا و در راه خدا، قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، یعنی رفتن و زیارت کردنش در ارتباط با خدا باشد خدا او را از آتش جهنم میرهاند. خداوند او را از زاری بزرگ، یعنی هول قیامت ایمن میسازد. این خیلی مهم است. در آن روز هولناک، که هولناکترین روزها است، او را از بیتابی و فزع، ایمن میکند. یعنی دومین چیزی که خداوند به زائر حسینی میدهد، این است. و زائر حضرت هیچ حاجتی از خواستههای مادّی و معنویاش را تقاضا نمیکند، مگر این که خدا به او میدهد. "
وی در ادامه افزود : " آنچه میخواستم بگویم، خصوصیتی است که من در بقیه جاها ندیدهام. در روایتی آمده است که امام صادق(ص) در مدینه بودند و روزی بیمار شدند؛ حضرت به اطرافیانشان فرمودند: بروید کسی را اجیر کنید که از من نیابت کند و به کربلا برود و آنجا برای من دعا کند. یکی از غلامان و خدمتکارانِ حضرت از خانه بیرون رفت که یک نفر را اجیر کند و به کربلا بفرستد.
بیرون که رفت، دید کسی کنار درب منزل است، حالا آن شخص میخواست خدمت حضرت برسد یا کار دیگری داشت، معلوم نیست؛ خلاصه کنار در بوده است. غلام قضیه را برای او نقل کرد که الآن حضرت به من امر کردند که بروم و کسی را اجیر کنم و به کربلا بفرستم که آنجا برای شفای ایشان دعا کند. کسی که کنار در بود، گفت من میروم.
آیت الله تهرانی در ادامه گفت : " آن کسی که مقابل در بود، جملهای گفت که چه بسا در ذهن بعضی از شما هم بیاید. گفت: امام حسین (ع)، امامی است که اطاعت از او واجب است؛ و امام صادق (ع) هم امامی است که مفترض الطاعی است؛ گفت این یعنی چه؟ این چه کاری است؟ خوب او یک امام است، خود این آقا هم امام است؛ چرا باید یک نفر را اجیر کند که برود پیش آن امام، برای او دعا کند؟!
خادم برگشت و نزد امام صادق(ع) آمد. جریان را گفت که آقا! من رفتم کنار در، دیدم کسی ایستاده، به او مطلب را گفتم، او هم گفت که من خودم میروم. امّا یک چنین حرفهایی هم به ما زد .حضرت فرمودند: حرفهایش درست بود. حسین (ع) امام مفترض الطاعه است، من هم امام مفترض الطاعه هستم. بله، حرفهای او درست بود، امّا او این را نمیداند که خداوند مکانهایی دارد که در آن مکانها دعا مستجاب میشود. "
وی درباره مکان های دیگر استجابت دعا گفت : " یکی دیگر از مکانهایی که در دعا مؤثر است، حرم مطهر امام هشتم(ع) است. من روایتی از امام هادی (ع) را میخوانم که حضرت فرمود: اگر کسی حاجتی داشته باشد، مزار امام هشتم را در طوس زیارت کند، اول غسل کند، بعد برود بالا سر و دو رکعت نماز بخواند، در قنوت حاجتش را بخواهد که خدا هم از او میپذیرد و دعایش مستجاب میشود.
یک روایتی از امام هشتم (ع) است که حضرت فرمودند: اینکه آدم بخواهد زحمت بکشد و راه بیفتد که به محل دفن کسی برود، ارزش چندانی ندارد مگر اینکه خودش را برای زیارت قبور ما به زحمت بیاندازد و بخواهد به زیارت ما بیاید. منظور از «قبورنا» قبور ائمه اطهار است. بعد حضرت راجع به خودشان میفرماید: من با سمّ و ظالمانه کشته میشوم و در سرزمین غربت نیز دفن خواهم شد؛ پس اگر کسی به زیارت من بیاید، دعایش مستجاب است. "

به گزارش 3 نسل، این قطعه این امکان را دارد که پس از اینکه شما اطلاعات حساب بانکی را وارد کرده و کامپیوتر را ترک میکنید، به راحتی مجددا حساب شما را باز کرده و همه موجودی حساب شما را سرقت کند، زیرا همه کلماتی که تایپ کردهاید در این قطعه سیاه ذخیره شده است.
بنابراین پیش از استفاده از کامپیوتر در چنین اماکنی پشت کامپیوتر را چک کنید تا از عدم وجود چنین قطعهای اطمینان حاصل نمایید.

با این روش و بسیاری از روشهای دیگر میتوان اطلاعات حساب بانکی شما را در مکانهای عمومی سرقت کرد؛ بنابراین تا جایی که ممکن است در مراکز عمومی حساب بانکی خود را چک نکنید. حتی محل کار!!

عجب شیخی! صاف میگوید بلد نیستم
همشهری آیه در شماره شهریور ماه خود پروندهای را به حجت الاسلام محسن قرائتی و درسهایی از قرآن اختصاص داده است. یکی از مطالب این پرونده خاطرات قرائتی از سالها طلبگی و معلمی است که در ادامه می خوانید.
غذا وسط سخنرانی
یک روز به علت جلسات پیدرپی و سخنرانی زیاد، در جلسه آخر ضعف مرا فرا گرفت. پنج دقیقه صحبت کردم اما ادامه آن مشکل شد، به حاضران در جلسه گفتم: «حال ندارم، ختم جلسه را اعلام کنید اما آنها بر ادامه جلسه اصرار داشتند.» گفتم: «از گرسنگی ضعف گرفتهام. مقداری نان و پنیر و سبزی آوردند و در همان بالای منبر به من دادند. مقداری خوردم و بعد صحبت را ادامه دادم.
بلد نیستم
جلسه پاسخ به سؤالات بود و من مسوول پاسخگویی به سوالات. سوال اول مطرح شد؛ گفتم: «بلد نیستم.» سوال دوم: «بلد نیستم.» سوال سوم: «بلد نیستم.» تا بیست سوال کردند؛ بلد نبودم. گفتم: «بلد نیستم.» گفتند: «مگر اسم جلسه پاسخ به سؤالات نیست؟» گفتم: «پاسخ به سؤالاتی که بلدم. خب اینها را بلد نیستم.» خداحافظی کرده، سالن را ترک کردم. مردم به هم نگاه کردند و از سالن به خیابان ریختند و دور من جمع شدند و یکییکی مرا بوسیدند.
میگفتند: «عجب شیخی! صاف میگوید بلد نیستم!»
یادداشت برداری
زمان شاه به ملاقات یکی از علمای قم که در زندان بود رفتم. از پشت میلههای زندان از ایشان تقاضا کردم مرا نصیحتی بفرمایند. ایشان هر چه فکر کرد چیزی به یادش نیامد، اصرار کردم، فرمود: «از همین ناتوانی من الهام بگیر و دانستنیهای خود را یادداشت کن. از اینجا که رفتی تعدادی دفتر تهیه کن و به صورت موضوعی مطالب خود را در دفترها یادداشت کن.» من نیز چنین کردم. این موعظه در موفقیت من بسیار مؤثر بود.
امان از حرف مردم
بعد از انقلاب در روزگار ترورها و ناامنی و در یک روزِ راهپیمایی، با ماشین به راهپیمایی رفتیم. در راه دیدم مردم نگاه میکنند. یکی گفت: «این آخوندها ما را به راهپیمایی دعوت میکنند اما خودشان از ماشین پیاده نمیشوند!» ماشین را پارک کردیم و پیاده با مردم همراه شدیم. شخصی گفت:« آقای قرائتی غیبت شما را کردم. گفتم این قرائتی هم حقهبازه، پیاده راه میرود تا بگوید من آخوند خوبی هستم!»
عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن."
شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! " عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.
سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود.
تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد. استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته " شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. "
عارف پاسخ داد : " نه " و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: " این دوستی است که باید بدنبالش بگردی " شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت : " استاد اینکه نشد ! "
عارف پیر پاسخ داد: " حال مجددا امتحان کن " برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.
پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است".
پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دلاری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:
" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟"
"اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟"
پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید."
پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود.
سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دلاری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد ... اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."
پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند. برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.
۱) خـودت تـصـمـیم بگیر: کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: "بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید." اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: "خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید." این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.
۲) من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم: اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.
۳) از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی: اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ً به او بگویید: "صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم" و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.
۴) احساس تو را درک می کنم: وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ً می گوید: "از تو متنفرم" یا "خیلی بدی." این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.
۵) "آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:" افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: "عدالت را رعایت کنید و منصف باشید" و این جملات زمانی مطرح می شوند که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم "انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی"!
● ۷ جمله ناخوشایند برای کودکان
۱) مناسب سن خودت رفتار کن! گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می کنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک ۶ ساله ای که نمی داند چه می خواهد و گریه می کند ، یا کودک ۴ساله ای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می کند ، هر دو متناسب سنشان عمل می کنند؛ اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید "مناسب سن خودت عمل کن" بگویید: "به نظر می رسد خیلی عصبانی هستی"، "می دانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شده ای" این جملات به کودک آرامش می دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.
۲) شوخی کردم: دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.
۳) چـرا مـثـل ... نـیستی؟ با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـی کـنـنـد در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند ، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.
۴) ندو و گرنه می افتی! علی رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید: "قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش هایت مطمئن باش." در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک.
۵) چی بهت گفتم؟ چرا سوالی را می پرسید که خودتان جواب را می دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی می پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می زند و می گذرد. اگر از رفتار او رنجیده اید بگویید: "من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن."
۶) به تو قول می دهم که ... : به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد.
وقتی پدر و یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار می کند که "وعده داده نشده اش" اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست. وعده ها باعث می شوند که توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده می شودکه او رابه باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می آورد و فکر می کند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیداخواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد.
از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک وعده ای ناخواسته می دهد، وعده ای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی می کشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب آمیز باشیم.
۷) آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟ پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه آمیز استعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می آید. این پدر یا مادر جادوگری است که از واژه ها استفاده می کند و با بیان این واژه ها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می کند و مانع از پدید آمدن رابطه ای مثبت بین پدرومادر با کودک می شود. " آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم ؟ مگر تو کری ؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ ..."
این پدرو مادرها شاید ندانند که سخنان طعنه آمیز و کنایه دار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب می کنند. این پدر و یا مادر آگاه نیست که با این اظهار نظرهای توهین آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه های خیالی انتقام، پر می سازد ودر نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می شود.
اول اينكه آن افرادی كه شما مي گوييد دست در دست هم مي روند،
ما دستهايمان از هم جداست!
دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه مي كنند،
ما رويمان به طرف ديگريست!
سوم آنكه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف مي زنند،
ما احساسي به هم نداريم!
چهارم آنكه آنها با هم بگو بخند مي كنند،
می بینید که، ما غمگينيم!
پنجم، آنها چسبيده به هم راه مي روند،
اما يكي ازما جلوترازدیگری مي رود!
ششم آنكه آنها هنگام با هم بودن كيكي، بستني ای، چيزي مي خورند،
ما هيچ نمي خوريم!
هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترين لباسهايشان را مي پوشند،
ما لباسهاي کهنه تنمان است.. !
هشتم، ...
ماموران گفتند
خیلی خوب،
برويد،
برويد،..
فقط بروید ... !
دو راه برای ارتباط با خدا هست؛ یک راه برای مقربان است که در اثر طی طریق و سیر و سلوک بالا می روند و به مقام قرب الهی می رسند که این راه انبیاء و اولیاء است یکی هم راه دل شکسته است...
تفاوت این دو راه هم این است که یا انسان مهمان خدا می شود، یا میزبان خدا. آنها که حج انجام میدهند، یا روزی می گیرند، اعم از حج واجب و مستحب؛ اینها جزء ضیوف الرّحماناند، مهمانان الهیاند یا نمازی میخوانند براساس الصّلاه معراج المؤمن(1) ... اینها جزء مهمانان الهی اند. کسی که عروج می کند، بالا می رود، به قرب الهی بار می یابد، اینها مهمانان الهی اند.
حالا گاهی به صورت حج و عمره در حرمین شریفین است، گاهی به صورت انجام وظایف ماه مبارک رمضان است که می گویند: شهرالله، ماه ضیافه الله است و مانند آن؛ گاهی هم از راه دیگر. ولی یک وقت انسان توفیق آن کارها را ندارد، اما یک قلب شکسته ای دارد؛ یعنی نیاز دارد به وسیله ای که نیاز او را برطرف بکند. ولی کالجبل الرّاسخ است که لاتحرّکه العواصف(2). اصلا به غیر خدا اعتمادی ندارد. همه اینها را وسایل می داند. گاهی وسیله کارآمد هست، گاهی وسیله کارآمد نیست.
این راه دوم براساس أنا عند المنکسره قلوبهم(3)، انسان دل شکسته مهماندار خداست و میزبان الهی است.
منظور ذات اقدس اله با کنه صفات ذاتی اقدس اله نیست. چون این دو منطقه، منطقه ممنوعه است. یعنی ذات اقدس اله در دسترس کسی نیست. نه مهمان کسی است، نه میزبان کسی! کنه صفات ذاتی که عین ذات است، آنها هم نه مهمان کسی اند، نه میزبان کسی. این دو منطقه، منطقه ممنوعه است. انسان می تواند به فیض خدا، وجه خدا، لطف خدا، رحمت واسعه خدا و ثواب خدا، عنایت خدا- اینها اوصاف فعلیه خدای سبحان است- برسد، مهمان اینها بشود یا میزبان اینها بشود اما کنه صفات الهی و ذات اقدس اله... مطلب بعد آن است که گاهی گفته می شود سیر و سلوک، رفتن به طرف خدا و... این تعبیرات فراوان هست.
درست هم هست؛ هم در قرآن و هم در روایات هست اما وقتی بازنگری کنید، بررسی کنید و به آیات دیگر مراجعه می کنید، می بینید معنای رفتن به طرف خدا، سیر و سلوک، طریق الی الله، صراط مستقیم، سبیل الله، اینها یک معنای خاص خودش را دارد.
اگر فرمود: أینما تولّوا فثمّ وجه اللّه(4)، هر جا و هر سمت رو کنید، آن خداست پس به درونتان هم رو کنید، آن خداست. در آنجا خدا را می بینید یک راه اقلیمی و فیزیکی و آسمانی و زمینی نیست که انسان این راه را طی کند که به این طرف برود.
در واقع براساس أینما تولّوا فثمّ وجه اللّه، هیچ جایی نیست که رحمت بی انتهای الهی حضور نداشته باشد اگر رحمت بی انتهای الهی همه جا حضور دارد، اگر لطف خدا براساس هو معکم أینما کنتم(5) همه جا حضور و ظهور دارد، پس منظور از این سیر و سلوک و منظور رفتن، راه اقلیمی نیست که انسان به طرف آسمان برود، یا به طرف زمین برود، یا جای خاصی را در نظر داشته باشد.
..................
1- بحارالانوار. ج18. ص552
2- المناقب.ج2. ص743
3- منیه المرید.ص321
4- بقره.511
5-حدید.4
شاگرد مغازه از اين 5000 تومن 2000تومنشو واسه ي خودش برميداره .
3000 تومن ديگرو ميده به اون سه نفر. (نفري 1000 تومن). پس با برگشت 1000 تومن نفري، اونها هركدوم 9000 تومن دادند. حالا سوال اينجاست اگه
9×3= 27
2 تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، ميشه 29 تومن پس اون 1000 تومنه كجاست؟
.
.
.
.
.
اگر جوابشو میخوای بدونی پس برو به ادامه مطلب
آن شخص خواست به پروانه کمک کندو با يك قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثهاش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند.
آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و پرواز كند؛ اما نه تنها چنین نشد و برعكس ، پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند .
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان
پرواز دهد .
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم ؛به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.
امروز می خواهم کمی به این صنعت حرفه ای نگاه دقیقتری بیندازیم وببینیم خروجی و مزایای آن در کشور ما چه بوده و هست؟
به گزارش خبرنگار بانکی دات آی آر هرساله رقابت های تحت عنوان لیگ برتر فوتبال در کشور ما برگزار می شود که طی سالهای اخیر 18 تیم درآن حضور دارند بنا به گفته کار شناسان تنها تیم خصوصی حاضر در لیگ تیم استیل آذین است که از محل پول های شخص آقای هدایتی که میزان و منبعش بر ما مشخص نیست اداره می شود .باقی تیم های لیگ با واسطه و یا بی واسطه از محل بیت المال هزینه های خود را تامین می کنند و درآمد هم........خب طبیعی است که ندارند.
بنابر این به عبارت ساده بیشتر تیم های لیگ برتر جیره خوار مردم اند. اما اینجا یک سوال اساسی مطرح می شود وآن اینست که این صنعت حرفه ای چه چیزی به مردم هدیه می دهدو بازده وخروجی آن چیست؟
برخی ورزش,تندرستی و سرگرمی های مناسب برای جوانان را مهمترین سود آن می دانند.لیگ حرفه ای غیراز بازیکنان لیگ به هیچ شکلی به تشویق جوانان به ورزش وعمومیت بخشیدن به ورزش نمی پردازد مگر برای کسانی که آرزوی ثروت و شهرت را در خود می پرورانند .از سوی دیگر جو ورزشگاه ها طی سالهای اخیر به نحوی آلوده شده که به هیچ عنوان رفتن به ورزشگاه ها سرگرمی سالم و مناسبی برای جوانان نیست و از سوی کسی تشویق نمی شود.
موضوع اصلی که مطرح می شود آنست که این مبالغ هنگفتی که نصیب عده محدودی از بازیکنان و مربیان می شود تا خرج اتومبیل های لوکس,ویلاها و منازل گرانقیمت کنند .در حالی که بسیاری از جوانان هم سن ایشان از کمترین امکانات تحصیلی و شغلی محرومند برای چه منظوری هزینه می شود.
در آمد سالانه یک کارگر ساده با پایه حقوق 600 هزار تومان 7میلیون و 200 هزار تومان خواهد بود این در حالی است که درآمد سالانه برخی ازبازیکنان لیگ از 400 میلیون هم بالاتر می شود.
داود که یک کارمند بازنشسته است می گوید: پس از 30 سال خدمت صادقانه در وزارت راه حقوق بازنشستگی ای معادل 347 هزار تومان از تامین اجتماعی دریافت می کنم و این درآمد مخارج ماهانه من و خانواده 4 نفره ما را تامین میکند یعنی باید بکند!
وی می افزاید: من توقع زیادی ندارم, هر کس به اندازه زحمتی که می کشدو صد البته مهارتها و تحصیلاتش حقوق می گیرد اما بر این باورم که برخی حقوق های بیش از اندازه که از محل بیت المال به برخی می دهند درست نیست. البته این فقط شامل فوتبالیست ها نمی شود خیلی ها هستند که بیش از حقشان حقوق می گیرند اما این فوتبالیست ها دیگر رقم حقوقشان نجومی است.
آیا مهمترین کاربرد این لیگ این نبوده که با دستان خودمان ستاره های پوشالی ای را ایجاد کنیم و برای جوانانمان بت های کاغذی بسازیم که رفتار بعضی شان حتی مورد قبول اعضای خانواده شان هم نیست. آنوقت تصاویر و پوستر هاشان زینت بخش اتاق جوانانمان شده است.در حالی که این مبالغ می توانست صرف امور بسیار مهمتری شود.
تلاش برخی مسئولان برای منطقی کردن ارقام مبادله شده در لیگ فوتبال ستودنی است اما تا زمانی که دلالان و جیره خوارانی که بی زحمت طی سالهای اخیر درآمد کسب کرده اند بر این سفره سایه افکنده هر گونه تلاش بی مطالعه و برنامه ریزی تنها این افراد را در انجام فعالیت های خود وقیح تر خواهد کرد.

شبی برای اندازه گیری
وبلاگ - آیت الله سید رضی شیرازی در مطلب جدیدی معنای "قدر" و اهمیت شب قدر را بررسی کرده است.
آیت الله شیرازی نوشته است : " "قدر" در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. بنابر دیدگاه حکمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند. "
وی افزوده است : " این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان که در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.» "
آقا رضی شیرازی درباره شب قدر عنوان کرده است : " در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.» "
در مطلب جعفریان می خوانید : " یک حادثه ای مربوط به امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که نقل کرده اند در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان رخ داده است و آن این است که در روز سیزدهم ماه رمضان - و ظاهرا آن روز، روز جمعه بوده است - ایشان موعظه می کردند و خطبه می خواندند، برای مردم صحبت می کردند و مردم در مسجد نشسته بودند و از جمله کسانی که در مسجد نشسته بودند دو فرزند بزرگوارشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند.
یک مرتبه وسط صحبت خطاب می کنند به امام حسن، می فرمایند فرزندم حسن! چند روز از این ماه گذشته است؟ عرض می کند پدرجان! سیزده روز (معلوم است که مطلبی را می خواهد بگوید، خودش بهتر از دیگران می داند چند روز گذشته است). باز به امام حسین می فرماید: فرزندم! چند روز از این ماه مانده است؟ پدر جان ! هفده روز. آنگاه دستی به محاسن مبارکش می برد و می فرماید چیزی نمانده است که این محاسن به خون این سر خضاب بشود. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این ماه مبارک رمضان به طور اشاره و کنایه و گاهی صریح ولی بدون اینکه جزئیات و خصوصیات و وقت (حادثه شهات خود) را دقیقا تعیین بفرماید یک حالتی را نشان می داد که نگرانی کلی برای همه و در درجه اول برای خاندان ایشان به وجود آورده بود. "
جعفریان درباره نحوه شهادت حضرت نوشته است : " روایات متعددى حکایت از آن دارد که امام در مدخل ورودى مسجد (در درون مسجد) مورد حمله ابن ملجم واقع شده است. در نقلهاى دیگرى آمده است که امام در حال بیدار کردن مردم براى نماز بود که مورد حمله قرار گرفت.
منابع موجود تاریخى بیشتر اشاره به نقل نخست کرده اند. در برابر روایات دیگرى وجود دارد که زمان حمله ابن ملجم را وقتى مى داند که امام مشغول نماز بوده است. در نقلى از میثم تمار آمده است که امام نماز صبح را آغاز کرده و در حالى که یازده آیه از سوره انبیاء خوانده بود ابن ملجم با شمشیر ضربتى بر سر امام زد. در نقل دیگرى از یکى از نوادگان جعدة بن هبیره- که این جعده فرزند ام هانى بوده و گاهى بجاى آن حضرت نماز مى خوانده و در برخى نقل ها آمده که پس از ضربت خوردن امام، او جلو آمده و نماز را ادامه داد- گفته شده است که وقتى ابن ملجم ضربه را زد که امام در نماز بود. "
به گزارش خبرآنلاین، حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی با اشاره به ویژگیهای امیرالمومنین(ع) برای گشایش در جامعه به «صداقتمحوری» حضرت اشاره کرد و گفت: امیرالمونین(ع) «صدیق اکبر» نام گرفته بود به خاطر صداقتی که حضرت در امور شخصی و حکومتی به خرج میداد.
وی با بیان اینکه پیامبر(ص) فرمودند امیرالمومنین(ع) فاروق اعظم و صدیق اکبر است، گفت: یکی از قفلهای محکمی که گاه بر یک جامعه زده میشود، بی صداقتی است و زمانی است که مردم از صداقت به کذب روی بیاورند.
حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی که در برنامه زنده شبکه سوم سیما در شب شهادت حضرت علی(ع) سخن میگفت، دیگر ویژگی گرهگشای امیرالمونین(ع) را «حرمت محوری» و «حریمداری» ایشان دانست و گفت: زندگی مردم برای این قفل میشود که گاه حریمها را حفظ نمیکنند. حضرت علی(ع) با آن جایگاه ویژه، همیشه از پیامبر(ص) فاصله میگرفت و هرگز خود را به حضرت نمیچسباند، چون حرمت پیامبر(ص) حفظ میکرد.
وی توضیح داد: حضرت علی(ع) در مقابل دشمنانی که به ایشان ناسزا میگفتند، اصحاب را به خویشتن داری توصیه میکردند و میگفتند: من دوست ندارم لعن کنید و ناسزا بدهید، چون سب و لعن، جامعه را قفل میکند و بر زندگی مردم قفل می زند.
این استاد اخلاق اضافه کرد: حضرت امیر فرمود هرکه عیب کسی را نپوشاند و حرمت کسی را حفظ نکند، این فرد به هیچوجه نمیتواند رستگار شود، حضرت میفرمود که آبروی بدها را هم نبرید و پرده پوشی کنید و تا میتوانید حرمت نگه دارید.
وی با اشاره به 5محور اصلی سیره حضرت امیر، «عدالت محوری، حق محوری، وحدت طلبی، صداقتمحوری، حرمتمحوری» گفت: اگر کسی مدارا کند و به این ویژگیها عمل کند زندگی اش هیچگاه قفل نمیشود.
حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی درباره شب قدر نیز گفت: امشب باید قفل مغز را باز کنیم که قرآن را بر سر میگذاریم و با کلیدهایی چون 14 معصوم(ع) شب قدر را دریابیم و از راه مغز و اندیشه، درک میکنیم شب قدر را چرا که در طول تاریخ بسیاری از مشکلها از جانب افرادی بوده که دیندار بودهاند.
وی البته تاکید کرد: رحمت خداوند در این شبها باعث گشایش قفلها میشود اما اگر دوباره انسان و جامعه رفتار قبلی خود و خطاهای خود را تکرار کند، باز هم بر زندگی مردم قفل زده میشود.
حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی در عین حال گفت که در خانه امیرالمونین(ع) هیچگاه به روی کسی بسته نیست و این درگاه، هیچگاه درگاه ناامیدی نیست.
« بسم الله الرحمن الرحیم
اناانزلناه فی لیله القدر
و ماادریک ما لیله القدر
لیله القدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکه والروح، فیها باذن ربهم من کل امر
سلام هی حتی مطلع الفجر »
« ما «آن» را فرود آوردیم درشب قدر
و چه میدانی که شب قدر چیست؟
شب قدر از هزار ماه برتر است
فرشتگان و آن روح دراین شب فرود میآیند
به اذن خداوندشان از هر سو
سلام بر این شب تا آنگاه که چشمه خورشید ناگهان میشکافد! »
تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرنها از پس قرنها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسلها در پی نسلها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگیها، اندیشهها و آرمانها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شبهای پیوسته، آشوبی، لرزهای، تکان و تپشی که همه چیز را بر میشود و همه خوابها را برمیآشوبد و نیمه سقفها را فرو میریزد. انقلابی در عمق جانها و جوششی در قلب وجدانهای رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانههایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسانها، همه اسکلت شدهاند، فرود آمدهاند.
این شب قدر است.
شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدیر بر یک انسان نو، آغاز فردایی که تاریخی نور را بنیاد میکند. این شب از هزار ماه برتر است، شب مشعری است که صبح عید قربانی را در پی دارد و سنگباران پرشکوه آن سه پایگاه ابلیسی را! شب سیاهی که در کنار دروازه منی است، سرزمین عشق و ایثار و قربانی و پیروزی!
و تاریخ همه این ماههای مکرر است، ماههایی همه مکرر یکدیگر، سالهایی تهی و عقیم، قرنهایی که هیچ چیز نمیآفرینند، هیچ پیامی بر لب ندارند، تنها می گذرند و پیر میکنند و همین و در این صف طولانی و خاموش، هر از چندیشبی پدیدار میگردد که تاریخ میسازد، که انسان نو میآفریند و شبی که باران فرشتگان خدایی باریدن میگیرد، شبی که آن روح در کالبد زمان میدمد، شب قدر!
شبی که ازهزار ماه برتر است، آنچنانکه بیست و چند سال بعثت محمد، از بیست و چند قرن تاریخ ما برتر بود. سالهایی که آن «روح» برملتی و نسلی فرود میآید از هزار سال تاریخ وی برتر است. و اکنون، براندام این اسلام اسلکت شده، برگور این نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سیاهی و ظلمت و وحشتشب هست، اما شب قدر؟
شبی که باران فرو میبارد، هر قطرهاش فرشتهای است که بر این کویر خشک و تافته، در کام دانه ای، بوته خشکی و درخت سوختهای و جان عطشناک مزرعهای فرو میافتد و رویش و خرمی و باغ و گل سرخ را نوید میدهد. چه جهل زشتی است در این شب قدر بودن و در زیر این باران ماندن و قطرهای از آن برپوست تن و پیشانی و لب وچشم خویش حس نکردن، خشک و غبار آلود زیستن و مردن! هرکسی یک تاریخ است. عمر، تاریخ هر انسانی است و در این تاریخ کوتاه فردی، که ماهها همه تکراری و سردوبی معنی می گذرد، گاه شب قدری هست و درآن از همه افقهای وجودی آدمی فرشته میبارد و آن روح، روح القدس، جبرئیل پیامآور خدایی برتو نازل میشود و آنگاه بعثتی، رسالتی، و برای ابلاغ، از انزوای زندگی و اعتکاف تفکر و عبادت وخلوت فراغت و بلندی کوه فردیت خویش به سراغ خلق فرودآمدنی و آنگاه، در گیری و پیکار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ایثار خویش به پیام!
که پس از خاتمیت، پیامبری نیست، اما هر آگاهی وارث پیامبران است! آن «روح» اکنون فرود آمده است، در شب قدر بسر میبریم. سالها، سالهای شب قدر است، در این شبی که جهان ما را در کام خود فرو برده است و آسمان ما را سیاه کرده است، باران غیبی باریدن گرفته است، گوش بدهید، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را میشنوید، حتی صدای روییدن گیاهان را درشب این کویر میتوان شنید.
سلام بر این شب، شب قدر شبی که از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را بناگاه بشکافد، گل سرخ فلق برلبهای فسرده این افق بشکفد و نهر آفتاب بر زمین تیره ما ... و بر ضمیر تباه ما نیز جاری گردد. تا صبح بر اینشب سلام !
«وصل فى کل واحده منهما مئه رکعه»؛ در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان «واحیهما ان استطعت الى النور)»؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى کن «واغتسل فیهما»؛ در آن دو شب غسل کن. ابوبصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان.
-اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.
- اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى که مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود.
از حدیث فوق، مى توان تاثیر فراوان کارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى کرد. مى بینیم ابوبصیر که یک راوى زبردست و کار کشته در فن روایت است، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛
امام(ع) هم، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند که رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نکته در خور توجهى که تاثیر انسان را مشخص مى کند، جمله پایانى امام(ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند؛ آنجا که فرمودند: «و تقبل اعمال المومنین»؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود.
در این شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.
اعمال شب قدر به دو گونه اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شود.
اعمال مشترک شب های قدر
1- مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.
2- دورکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بارذکر " استغفرالله و اتوب الیه" گفته شود .
3- قرآن به سرگرفتن و به خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .
4- زیارت امام حسین علیه السلام .
5- احیای این شبها .
6- اقامه صد رکعت نماز به صورت دورکعتی وافضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...
8- قرائت دعای جوشن کبیر.
9- طلب آمرزش از خدای متعال . و در خواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .
10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.
اعمال مخصوص شب نوزدهم
1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".
2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"
3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...
اعمال مخصوص شب بیست و یکم
1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .
2- لعن بر قاتل امیرالمومنین .
3- زیارت حضرت علی علیه السلام .
اعمال مخصوص شب بیست و سوم
1- تلاوت سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند که این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است .
2- قرائت سوره های ... .
3- هزار مرتبه سوره قدر .
4- خواندن و تکرار دعای اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .
5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .
6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .
7- دعاوی " یا باطنا فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه... .
گزیدههایی از بیان آیتالله جوادی آملی

چه کسانی در شب قدر نجات پیدا میکنند؟
دانایی «لیله القدرخیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود.
جریان قدر و احیاء و گرامیداشت قرآن و بهره برداری از فضل لیله القدر جزء «دولت قرآن» است. و این دولت همواره مورد درخواست ماست و از ذات اقدس اله مسئلت می کنیم «نسئلک دوله ً کریمه ً تعزّبها السلام و أهله و تذ لّ بها النّفاق و أهله. و هنگام ظهور بقیه الله ارواحنا فداه، این دولت تجلی می کند. نموداری از دولت قرآن را ذات اقدس اله در دولت سلیمان و ملک سلیمان ذکر کرد. فرمود: گوشه ای از دولت الهی را به سلیمان داده ایم. ولی به شما صدها برابر خواهیم داد.
ملک سلیمان بر این محور بود که آن حضرت بامداد راه یک ماهه می رفت و شامگاه راه یک ماهه. دولتی که بر باد مستقر باشد اینقدر قدرت دارد که مسافر خود را در یک نیم روز به اندازه یک ماه راه ببرد. سالک خود را در پگاه یا شامگاه به اندازه یک ماه راه ببرد... اما دولت قرآن یک شبه ره صدساله می برد. این هزار ماه که در طی یک قرن در حدود هشتاد سال خلاصه می شود، دولت قرآن است.
*
ادراک لیله القدر کار آسانی نیست؛ فهمش آسان نیست چه رسد به حضور و ظهور و رسیدن به اصل آن. و ما أدراک ما لیله القدر. خاصیت دولت قرآن، این است که لیله القدر خیر من ألف شهر. اگر بزرگانی گفتند: هرچه دارند همه از دولت قرآن دارند و یا «یک بیت از این قصیده به از صد رساله است» و یا سروده اند این طفل یک شبه ره صدساله می رود...همه نشأت گرفته از همین دولت قرآن است. از مناجات های لطیف و ظریف خواجه هروی این است که دارا شدن مهم است، نه دانا شدن! آن مناجات های لطیف خواجه انصاری را که می خوانید، می بینید به خدا عرض می کند که دانا شدن مهم نیست. اگر کسی زحمت بکشد، دانا بشود؛ فقیه، حکیم، ادیب، متکلم و محدث بشود، این دانای علم است و این مهم نیست. به دلیل اینکه صدها نفر در طول سالها به حوزه ها و دانشگاه ها راه یافتند و دانا شدند. مهم دارا شدن است نه دانا شدن.
دانایی «لیله القدرخیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود. وقتی سبک شد، تخفّفوا تلحقوا... وجود مبارک رسول اعظم علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء فرمود: نجی المخفّفون... آنها که سبک بالند نجات پیدا کرده اند.
پرکشیدن با سنگین بال و سنگین بار بودن، ممکن نیست. کار «جعفر طرار» نیست که یک شبه ره صد ساله را طی کند، کار «جعفر طیار» است. طراری را کنار گذاشتن و طیار شدن با مراسم احیاء هماهنگ است و شدنی است.
حجت السلام فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی گفت: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم، گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.
ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.
این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟
می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.
عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.
روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.
امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.
گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.
ما به مدت یک هفته اونجا می مونیم.این فرصت خوبیه تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم پس لطفا لباس کافی برای یک هفته برام بردار و وسایل ماهیگیریمو هم آماده کن
ما از اداره حرکت می کنیم و من سر راه وسایلم رو از خونه بر می دارم ، راستی اون لباسای راحتی ابریشمی آبی رنگه رو هم بردار!
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعیه اما بخاطر این که نشون بده همسر خوبیه دقیقا کارایی رو که همسرش خواسته بود انجام داد
هفته بعد مرده اومد خونه ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
همسرش بهش خوش آمد گفت و ازش پرسید ماهی هم گرفتی یا نه ؟
مرد گفت :"آره یه عالمه ماهی قزل آلا،چند تا ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم. اما چرا اون لباس راحتیارو که گفته بودم واسم نذاشتی ؟"
زن جواب داد : لباسای راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم!!!
پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده مي بيند.
به راهب مراجعه مي كند و راهب نيز پس از معاينه وي به او پيشنهاد مي دهد كه مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نكند.
او پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي كند .
همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتي رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين مي يابد.
بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از راهب وي را به منزلش دعوت مي نمايد. راهب نيز كه با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه اي به رنگ سبز به تن كند.
او نيز چنين كرده و وقتي به محضر بيمارش ميرسد از او مي پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته ؟
مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد :" بله . اما اين گرانترين مداوايي بود كه تاكنون داشته."
مرد راهب با تعجب به بيمارش مي گويد بالعكس اين ارزانترين نسخه اي بوده كه تاكنون تجويز كرده ام. براي مداواي چشم دردتان، تنها كافي بود عينكي با شيشه سبز خريداري كنيد و هيچ نيازي به اين همه مخارج نبود.
براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي ، بلكه با تغيير چشم اندازت ميتواني دنيا را به كام خود درآوري.
تغيير دنيا كار احمقانه اي است اما تغيير چشم اندازمان ارزانترين و موثرترين روش ميباشد. آسان بينديش راحت زندگي كن.
بسیار آسان است ، اول یک دسته جعفری را برداشته و تمیز بشویید
سپس آن را در تکه های کوچک بریده و آن را در یک قابلمه بریزید و با آب تمیز به مدت ده دقیقه بجوشانید و بگذارید سرد شود و سپس فیلترش کنید و آن را در یک بطری تمیز ریخته و در داخل یخچال بگذارید تا خنک شود. با نوشیدن یک لیوان روزمره شما متوجه خواهید شد که تمام نمک و دیگر سموم انباشته شده در کلیه شما خارج میشود. هنگام ادرار کردن هم شما متوجه تفاوتی خواهید شد که شما هرگز قبلا احساس نکرده اید.
جعفری به عنوان بهترین تمیز کننده کلیه شناخته شده و طبیعی است!
Subject: Kidney Cleaning
Years pass by and our kidneys are filtering the blood by removing salt, poison and any unwanted entering our body. With time, the salt accumulates and this needs to undergo cleaning treatments and how are we going to overcome this?
It is very easy, first take a bunch of parsley and wash it clean
Then cut it in small pieces and put it in a pot and pour clean water and boil it for ten minutes and let it cool down and then filter it and pour in a clean bottle and keep it inside refrigerator to cool. Drink one glass daily and you will notice all salt and other accumulated poison coming out of your kidney by urination also you will be able to notice the difference which you never felt before.
Parsley is known as best cleaning treatment for kidneys and it is natural!
آیت الله تهرانی در جلسه دیگری از سخنرانی های ماه رمضان عنوان کرد : " بحث دیگری که در باب دعا مطرح است، «تأثیر حالت ظاهری انسان در اجابت دعا» است. یک بحث از نظر باطن داریم که آنها را در گذشته عرض کردم (*)؛ اما حالا میخواهیم از نظر ظاهر بررسی کنیم که انسان در چه حالی از حالات ظاهری دعا کند، اثرش بیشتر است؟ ما به حسب ظاهر و از نظر فیزیکی حالات مختلفی را برای انسانهایی که سالم هستند تصویر میکنیم؛ مثلاً «قیام» دارند، «قعود» دارند، «رکوع» دارند، «سجود» و حالات مختلف دیگر دارند. سؤال این است که آیا این حالات هم در اجابت دعا دخالتی دارد یا نه؟ "
وی روایاتی در این باره را ذکر کرد و گفت : " روایتی از پیغمبر اکرم (ص) است که فرمود: نزدیکترین حالتی که بنده به پروردگارش نزدیک تر است، آن حالی است که عبد معبودش را سجده میکند. پس زیاد دعا کنید! یعنی در این حال سجده زیاد دعا کنید.
روایت دیگری از عبدالله بن هلال است که خدمت امام صادق (ع) میرسد و از پراکنده شدن اموال و گرفتاریهایی که به او وارد شده بود شِکوِه میکند؛ گویا بخشی از اموالش را از دست داده بوده یا ورشکسته شده بوده است. حضرت میفرمایند بر تو باد که دعا کنی در حال سجده؛ بعد علّت را ذکر میکنند که: یعنی نزدیک ترین حالت عبد به ربش آن موقعی است که سجده میکند. پس دو چیز در این روایات هست؛ یکی این است که بیان نزدیک ترین حالت عبد به رب از نظر ظاهر است و دیگری این است که دعا در این حالت به اجابت نزدیک میشود. "
آیت الله تهرانی سجده را بالاترین کُرنش و عبادت دانسته و افزود : "چرا «أَقْرَبَ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّه» حالت سجده است؟ در باب عبادت که عبارت از کُرنش است، از نظر ظاهر بالاترین کُرنش نسبت به معبود، سجده است. لذا خدا هم وقتی ابلیس را خواست امتحان کند با همین عبادت او را امتحان کرد. آزمایش ابلیس «سجده» بود. چون بالاترین عبادت از نظر ظاهر، کُرنش به معبود است که آن هم در حال سجده است. لذا روایات تعبیر به «أقرب» میکنند؛ یعنی نزدیک ترین حالت از نظر ظاهر، سجده است. "
وی در ادامه گفت : "حالا اینجا یک بحث دیگر مطرح میشود و آن اینکه در حالت سجده از خدا چه بخواهم؟ آنچه ما در روایاتمان داریم این است که در این حال همه چیز بخواه! نظرتنگی نکن! اهم خواستههای انسان امور معنوی است؛ لذا آنها را بخواه. چرا؟ چون نیازهای معنوی، موقّت نیستند. البته این منافات ندارد با اینکه انسان هم حوائج معنویاش را بخواهد و هم حاجتهای دنیاییاش را بخواهد. "
" تابستان حدود چهل سال پیش در قم ساکن بودیم. در آن موقع آب کم بود و پنکه یا کولر هم نداشتیم و همه جا خیلى گرم بود. ماه مبارک رمضان در چله تابستان شروع شد و خواهر بزرگم که خیلى ضعیف و لاغربود، نه ساله شد و باید روزه مىگرفت. او پس از افطار کردن اولین روزهاش به آقا گفت: من فردا روزه نمىگیرم.
آقا مىبینند که علناً نمىتوانند او را به روزه گرفتن مجبور نمایند زیرا ممکن است روزهش را بخورد و قبح روزه خوردن برایش از بین برود. از این رو بلافاصله دنبال یکى از دوستانشان فرستادند و گفتند: فلانى مىخواهم همین امشب اینها را به تهران برسانى، و ما دیروقت به تهران رسیدیم. بعد آقا گفته بودند: من دیدم این بچه نمىتواند روزه بگیرد و اهمیت روزه برایش از بین مىرود، گفتم از قم {به مسافرت}برود که اگر یک روز به او گفتم روزه بگیر، بداند که باید روزه بگیرد نه اینکه بگوید مىگیرم و بعد هم برود بخورد. "
به گزارش ایتنا، شاید برخی اوقات شده که شما مدتی پس از ارسال یک ایمیل، متوجه شدهاید که آدرس گیرنده را اشتباه تایپ کردهاید و این ایمیل از inbox یک کاربر دیگر سر در میآورد.
در این مواقع شاید فکر کنید با بستن مرورگر یا حتی در موارد مهمتر با از برق کشیدن رایانه میتوان جلوی ایمیل ارسال شده را گرفت! ولی جیمیل را نمیشود از برق کشید.

در چنین مواردی دکمه Undo Send که میتواند ایمیل ارسال شده را پس بگیرد، بسیار کارساز است.
گوگل این قابلیت را در مارس 2009 به جیمیل افزود. در آن زمان کاربران فقط 5 ثانیه برای پس گرفتن ایمیلهای ارسالی خود زمان داشتند.
گوگل مرتباً این مدت زمان را افزایش داده و آن را به 10 ثانیه، 20 ثانیه و اکنون به 30 ثانیه رسانده است.

بر این اساس کاربران 30 ثانیه فرصت دارند تا ایمیلی را که اشتباهی ارسال کردهاند یا مایلند در متن آن تغییراتی ایجاد نمایند، با استفاده از Undo Send پس بگیرند.
برای فعال کردن این ویژگی فوقالعاده مفید، به صفحه settings رفته و در بخش Labs گزینه Undo Send را فعال کنید. سپس بر Save changes در پایین صفحه کلیک کنید.
هيچكدام از نوشيدني ها جواب صحيح نيست؛ اگر كنجكاو شدهايد و مي خواهيد بدانيد جواب اين معما چيست، پس متن زير رابه دقت بخوانيد:
طي تحقيقات پروفسور برديشيف روسي راز طول عمر رهبران اتحاد جماهير شوروي سابق، هند و كره شمالي نوشيدن، اين آب است. اين پروفسور روسي كه 82 سال سن دارد، درباره چگونگي تهيه اين آب دستور زير را ارائه داده است:
آب معمولي شير را منجمد و سپس آن را از يخچال خارج كرده و اجازه دهيد تا دوباره ذوب شود به اندازه اي كه درون ظرف فقط قطعه يخي به حجم يك تخم مرغ باقي بماند. اين قطعه يخ تمام ناخالصي هاي آب را ازجمله موادي كه سلولهاي بدن را از بين ميبرد، به خود جذب ميكند. با خارج كردن اين قطعه يخ يك ليوان آب سبك به دست ميآيد كه مفيدترين نوشيدني دنياست و همچنين در طولاني كردن عمر انسان نيز موثراست.